تبليغاتX
کرانه
کتاب/کتابخانه/ کتابداری/اطلاع رسانی و دانش شناسی

آموزش رقومی کردن: مدرسه­ای برای پویش­گری

نویسنده: آن راسل[1]

مترجم: مهرداد نیکنام

چکیده: مرکز نگهداری مدارک شمال شرق[2] از سال 1995 به این طرف کنفرانسهایی با نام «مدرسه­ای برای پویش­گری»[3] در ایالات متحده و دیگر کشورها برگزار کرده است. به این ترتیب نزدیک به 4000 متخصص این دورة یک هفته­ای را گذرانده­اند. این مقاله به شرح پیدایش این دوره، تکامل آن طی دهه گذشته و ابتکارهایی که از این طریق حاصل شده است، می­پردازد. مقاله همچنین به طور کلی به رقومی کردن، و جهت­های آینده برای نیازهای آموزشی مستمر در مورد فناوریهای نوین برای متخصصین اطلاع­رسانی می­پردازد.

 

از سال 1995 تا 2005 میلادی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق کنفرانسی با نام «مدرسه­ای به نام پویش­گری» را در یازده نوبت در شهرهای مختلف ایالات متحده برگزار کرد، که به طور متوسط 300 شرکت کننده در هر محل برگزاری جذب این دوره شدند. این برنامه آموزشی به نیاز ظاهراً سیری­ناپذیر به اطلاعات درباره ساختن، مدیریت، و حفاظت مجموعه­های رقومی پرداخت. به این ترتیب این دوره­ها به قریب 4000 متخصص ارائه خدمت کرده­اند. این برنامه به قدری جلب توجه کرده است که استیو دالتن[4]، مدیر پیشین خدمات میدانی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق، که طی نه سال اول این کنفرانس مدیریت آن را بر عهده داشت، گفته است که نام این کنفرانس یک نام تجارتی شده است. از سال 1995 به اینطرف محتوای کنفرانس با جا افتادن برنامه­های رقومی کردن سازمانی و پیدایش استانداردها و بهترین شیوه­های کار، تکامل یافته است. موفقیت دستور جلسه­های کنفرانس مجموعه­ای از عکسهای مربوط به تلاش عظیمی که برای بوجود آوردن مجموعه­های رقومی انجام گرفته را فراهم می­آورد. این مقاله نگاهی خواهد داشت به این مسئله که چگونه نیازهای مخاطبین طی این دهه سازنده، تغییر کرده است. این مقاله به ارزیابی شاخص­هایی که بر ادامه موفقیت «مدرسه­ای برای پویش­گری» مؤثر بوده است می­پردازد،؛ و نگاهی خواهد داشت به چالشهای جاری در مورد این برنامه آموزشی به عنوان سطح تجربی پیشرفت سریع مخاطبان.

نگاهی به پیشرفت برنامه­های رقومی

در سیزدهم آوریل 1995، مرکز نگهداری مدارک شمال شرق اولین کنفرانس خود را با نام مدرسه­ای برای پویش­گری که یک کنفرانس یک روزه بود، در کتابخانه­ جان اف. کندی[5] در بوستون برگزار کرد. این برنامه با مجموعه­ای در حال پیشرفت از کارگاههای میکروفیلم برای حفاظت که هزینه آن توسط مرکز نگهداری تأمین می­شد، رشد کرد. تعداد در حال افزایشی از شرکت کنندگان متقاضی آموزش اضافی دربارة رقومی کردن بودند، چرا که اعلام کرده بودند، تنها کارمندی هستند که انتظار می­رود کار پویش­گری در موسسه­ای را که کار می­کنند، بر عهده بگیرند. نام کنفرانس تقلیدی بود از نمایشنامه ریچارد شریدان به نام «مدرسه­ای برای شایعه» و این نام برای دوره انتخاب شد. کنفرانس آزمایشی 300 نفر را جلب کرد که این تعداد پاسخ­دهنده باعث شگفتی برنامه­ریزان شد. سخنرانان نمایندگان موقوفه ملی برای علوم انسانی[6]، بنیاد ملون[7]، و کمیسیون حفاظت و دسترس[8] بودند که گزارشی دربارة حمایت مالی سازمانهایشان از تلاشی برای رقومی کردن ارائه کردند.

دستور جلسه برجسته­سازی دو پروژة تحقیقاتی اخیر بود که موقوفه ملی برای علوم انسانی بودجة آنرا تأمین کرده بود. این پروژه­ها به بررسی تبدیل میکروفیلم­های موجود به فایلهای رقومی و بالعکس پرداخته­اند که گزارش توسط پل کانوی (Paul Conway) ارائه شد، این گزارش سپس از دانشگاه ییل عرضه گشت و همچنین توسط آن کنی (Anna Kenney) در دانشگاه کورنل ارائه گردید. نقطه تمرکز اصلی بر جنبه­های فنی پویش­گری بود، همراه با بحث فراوان دربارة سطوح راه­حل­های توصیه شده، و اینکه آیا ارجح است ابتدا کار پویش انجام گیرد یا میکروفیلم. با بازاندیشی در می­یابیم که تأکید بر فناوری گرفتن تصویر، مهمترین مسئله نیست. ضمناً دانشگاه ییل و کورنل هیچیک در نهایت محتوایی از طرح­های آزمایشی به وب عرضه نکردند.

اغلب افراد شرکت کننده در کنفرانس 1995 هیچ تجربه دست اولی از رقومی کردن مواد مجموعة خود نداشتند. دل نگرانی آنها، این بود که کار را چگونه آغاز کنند، و مهمترین و مصرانه­ترین پرسش آنها این بود که آیا باید مواد خود را رقومی کنند یا نه. بسیاری اعلام داشتند، احساس می­کنند فشار از طرف مدیران یا هیئت امنای موسسه است که فکر می­کنند، پاسخ به مشکل ذخیره مجموعه «فقط پویش­کردن»، است. درک کمی نسبت به پیچیدگی و هزینه ساخت مجموعه­های رقومی، یا مسائل مربوط به دوام بلندمدت، وجود دارد.

هیجانی که این اولین کنفرانس بوجود آورد بسیار محسوس بود. تمایل بسیار زیادی برای گسترش دستور جلسه برای پوشش دادن به دیگر جنبه­های ساختن مجموعه­های رقومی و بردن محل برگزاری کنفرانس به دیگر مکان­ها، وجود داشت. حیات بلندمدت و موفق مدرسه­ای برای پویش­گری، به عنوان راهنما، از طریق مشارکت «نشنال پارک سرویس[9]» آغاز شد. آرشیویست جسور و مبتکر نشنال پارک سرویس، داین وگت اُکانر[10] از طریق بودجه آموزشی داخلی کمک هزینه­ای برای گسترش برنامه به یک رویداد سه روزه دریافت کرد و این کنفرانس را در موسسه اسمیتسونین[11] در واشینگتن در ماه سپتامبر 1996 برگزار کرد. مرکز گتی[12] نیز به این جمع پیوست و نسخه­هایی از انتشارات خود با عنوان «مبانی تصویربرداری» اثر هوارد بسر[13] و جنیفر ترانت[14] را به عنوان جزوه توزیع کردند.

استیو دالتون مدیر پرتحرک خدمات میدانی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق با کارکنان نشنال پارک سرویس برای تنظیم برنامه آموزشی این کنفرانس سه روزه همکاری کرد. عناوین جدید اضافه شده، عبارت بودند از انتخاب، حق مؤلف، دسترسی به وب، و عمر طولانی رسانه­ها. حفاظت رقومی موضوعی که فقط می­شد درباره آن به زمان آینده صحبت کرد، و به همین دلیل بحث­ها بسیار مختصر بودند. در دستور جلسه یک سخنرانی توسط استیو پوگلیا تحت عنوان «حفاظت رقومی: واقعیت یا تخیل؟» و تحلیلی خلاصه توسط هاوارد بسر گنجانده شده بودند، سپس در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، سخنرانی تحت عنوان «چه یاد گرفته­ایم؟ چه باید یاد بگیریم؟» انجام گرفت. ارائه این برنامه گسترده­تر «مدرسه­ای برای پویش­گری» باعث شد بزرگترین تالار موسسه اسمیتسون مملو از جمعیت شود و لیست انتظار بلندی نیز بوجود آید.

بر مبنای موفقیت برنامه اجرا شده در واشینگن، بنیاد اندرو دبلیو. ملون اعلام حمایت مالی برای برگزاری کنفرانس مدرسه­ای برای پویش­گری در چهار محل دیگر شامل: برکلی، نیویورک، نیواورلئان، و شیکاگو، کرد. موفقیت این برنامه در اواخر دهه 1990 به نهایت مدیون کار یک کمیته برنامه­ریز بود که از کارشناسان مسائل رقومی تشکیل می­شد، این کارشناسان بر مبنای پرسشنامه­ای که بعد از کنفرانس توزیع می­شد هر کنفرانس را ارزیابی می­کردند و دستور کار را برای ارائه بعدی روزآمد می­کردند. کمیته برنامه­ریز دریافته بود که لازم است نگاه گسترده­تری به مسائل مدیریتی انداخته شود. آنها درصدد بر آمدند برنامه­ها الگوی جدید را در کنفرانس­ها بگنجانند و استانداردهایی را برای درخواستهای در دست اجرا، به منظور دستیابی به موازنه بین موضوع­ها و سخنرانان، ابداع کنند.

تکامل برنامه آموزشی بر گسترش سریع و تبدیل طرح­های تحقیقاتی رقومی به برنامه­های رقومی، به ویژه در موسسات ملی و کتابخانه­های تحقیقاتی بزرگ، تأثیر گذاشت. بخش اعظم کار خلاقه­ای که در این زمان انجام گرفت با حمایت مالی یا کمک­های مالی برنامه­ حافظة آمریکایی کتابخانه کنگره[15] و موسسات خدمات موزه و کتابخانه[16] بود. این دو بنگاه رهنمودهایی تدوین کردند که موسسات را برای درست کردن مجموعه­های تداوم­پذیر ترغیب کرد.

کنفرانس مدرسه­ای برای پویش­گری به صورت آیینه­ای برای این موضوع عمل کرد که هر چه بیشتر رشد برنامه­های سازمانی را منعکس کرد، تأکید آن بیشتر بر زیرساخت رقومی­سازی قرار گرفت. استانداردهای پدید آمده به برنامه­های آموزشی ملحق شد، و سخنرانان تمرین­هایی را ترویج کردند که با این استانداردها ادغام شد. موضوع­هایی جدید در زیرساخت­های سازمانی و استفاده درونی، و فراداده، که برای اولین بار در برنامه سال 1997 ظاهر گشت، گنجانده شد. با استفاده تدریجی از بودجه اختصاص یافته توسط بنیاد ملون برای شروع برنامه، موقوفه ملی برای علوم انسانی از مرکز نگهداری مدارک شمال شرق برای ادامه برنامه مدرسه­ای برای پویش­گری به عنوان گل سرسبد برنامه آموزش ملی دربارة تغییر شکل دادن محمل اطلاعات، حمایت مالی کرد.

مرکز نگهداری مدارک شمال شرق سعی کرد گسترده­ترین حضار ممکن را جلب کند، و میزان گسترده وابستگی­های حرفه­ای شرکت کنندگان ثابت کرد که یکی از مهمترین توانمندی­های این برنامه است. مدرسه­ای برای پویش­گری یکی از معدود مکانهای بحث و تبادل نظر است که در آنجا متخصصانی از کتابخانه، آرشیو، موزه و زمینه­های فناوری اطلاعات می­توانند گرد هم آیند و اطلاعات در زمینه­های سازمانی به اشتراک بگذارند، و در نتیجه یک همکاری راهبردی پدید آورند. یکی از نقاط عطف مهم افزودن خانم مورتا باکا[17] به اعضای هیأت علمی در سال 1999 بود. وی که از اعضای موسسه تحقیقاتی گتی است دربارة فراداده­های توصیفی صحبت کرد. وی بر اهمیت گسترش فهرستنویسی ساده برای موزه­ها، کتابخانه­ها، و آرشیوهایی تأکید داشت که مواد دیداری نگهداری می­کنند. این پیام در ایجاد آگاهی از چگونگی یکسان­تر شدن فعالیتهای این انواع مختلف موسسات در محیط برخط، کمک کرد.

دیگر موضوع­هایی به تازگی به دستور جلسه افزوده شده است، عبارتند از: روابط فروشنده، رقومی کردن صورت­های دیداری- شنیداری، برنامه­ریزی شغلی، چارچوب موسسه خدمات موزه و کتابخانه/ سازمان ملی استاندارد برای استانداردها و بهترین شیوه کار برای مجموعه­های خوب رقومی، و گنجینه­های رقومی قابل اعتماد. چارچوب سازمان ملی استاندارد، همراه با نشریه اخیر گروه کتابخانه­های تحقیقاتی و آرشیو ملی و اداره اسناد تحت عنوان «رهنمودهایی برای تأیید گنجینه­های قابل اعتماد» اشاره به روشهایی برای شناسایی دستور جلسه کامل و ارائه مطالبی که اغلب نیاز به یادگیری آنها دارند.

رویکرد

شیوه­های تدریس « مدرسه­ای برای پویش­گری» انعکاسی از هدف آن یعنی مددرسانی به حضار انبوه، بود. مرکز نگهداری مدارک شمال شرق یک گروه اصلی و هسته از هیات علمی متشکل از کارشناسان شناخته شده ملی را به استخدام در آورد و با آنها روابط دوستانه بلندمدتی برقرار کرد. ضمن تشکر از این گروه پرستاره، این برنامه توانست شرکت کنندگانی را که با اشتیاق از مسافتهای دور به کنفرانس پیوستند و همچنین شرکت کنندگان محلی را جذب کند. سخنرانان به صورت رسمی در تالار بزرگی که اغلب کاملاً پر از جمعیت بود سخنرانی خود را ارائه کردند، با وجود این شرکت کنندگان و اعضای هیات علمی گزارش کردند که یکی از نقاط قوت کنفرانس به استثنای دو ارائه اخیر، تعامل بین آنها است. بعد از هر دو سخنرانی زمان کافی و دست و دلبازانه به پرسش و پاسخ اختصاص داشت.

اعضای هیات علمی اصلی، که یک حس قوی شناخت را از طریق این کنفرانس بوجود آورده بودند، عموماً با این مسئله موافق بودند که طی سه روز کنفرانس حضور داشته باشند و با شرکت کنندگان ملاقات و آنها را راهنمایی کنند. شرکت خودجوش آنها در نشست پرسش و پاسخ و پانل به بحث­های زنده­ای که طی زمان استراحت، ناهار، و اغلب تا وقت غروب انجام می­شد، منجر گردید. در سال 2000 مرکز نگهداری مدارک شمال شرق با حمایت مالی موسسه خدمات موزه و کتابخانه، به عنوان متن درسی « مدرسه­ای برای پویش­گری» کتابی را تحت عنوان «راهنمای طرح­های رقومی»[18] منتشر کرد که ویراستار آن ماکسین سیتز بود. اگر چه این اثر روزآمد نشده است ولی بخش­هایی از آن هنوز معتبر هستند و به عنوان یکی از دسترس­پذیرترین منابعی است که در وب سایت مرکز نگهداری مدارک شمال شرق موجود است.

یکی از ویژگیهای شناسانندة مدرسه­ای برای پویش­گری که با گذر زمان پایدار مانده است، تاکید آگاهانه آن بر تصمیم­گیری در مقابل توصیه محصولات و دستورالعمل­های خاص بود. اگر چه بعضی شرکت کنندگان از کارکنان بخش فنی بودند، ولی برنامه به وضوح خطابش به اداره­ کنندگان و تصمیم گیرندگان بود، یعنی آنهایی که کارکنان فنی یا منابع مالی اختصاص یافته برای فعالیتهای رقومی کردن را سرپرستی می­کردند. هدف این برنامه این نبود که یک کتاب آشپزی به مردم بدهد، هرچند که بسیاری از افرادی که در کنفرانس شرکت کردند، امیدوار بودند چیزی بدست آورند. در عوض با سیاهه­ای از پرسش­هایی که لازم بود در مرحله برنامه­ریزی بپرسند، به محل کار خود بازگشتند. موضع­گیری اعضای هیات علمی این بود که بیش از یک راه­حل معتبر وجود دارد، و هر موسسه­ای لازم است بر اساس رسالت خود و درک خود از این مسئله که چه کسی و برای چه منظوری از محتوای رقومی استفاده خواهد کرد، تصمیم­گیری کنند. دیگر ویژگی شناساننده این برنامه در گذر زمان ثابت باقی ماند، عبارت بود از مسئولیت حفاظت مرکز نگهداری مدارک شمال شرق بود که این کنفرانس را از دیگر مکانهای بحث و گفتگو متمایز می­ساخت. از زمان شروع تاکید بر تولید محصولات بادوام بود. سالهای متمادی پل کانوی[19] سخنان گهرباری دربارة حفاظت در جهان رقومی ایراد کرد. خیلی پیش از آنکه اصول نظام اطلاعات آرشیوی باز[20] بیان شود، وی دربارة اهمیت به کار بردن نرم­افزار غیرتجاری تبلیغ کرده بود و حضار را به «تولید محصولات رقومی که ارزش حفاظت داشته باشند» ترغیب کرده بود.

همانند دیگر برنامه­های آموزشی مستمر، برنامه آموزشی « مدرسه­ای برای پویش­گری» به متخصصینی که در حال حاضر مشغول کار در این زمینه هستند و برای انجام کارشان نیاز به تعلیم دارند، ارائه خدمت کرد. به آن کتابخانه­ها و موسساتی که نیاز به نیروی کاری برای انجام کارهای ابتکاری در زمینه رقومی در حال رشد داشتند که به صورت حرفه­ای در زمینه کتابداری رقومی آموزش ندیده­اند، و نیاز به آموزش در محل طی این دورة اثرگذار ده ساله، آموزشی فشرده ارائه کرد. مدیران موسسات تشنه فرصت­های آموزشی برای خود و کارکنانشان بودند. برنامه­ها در سطح ملی تبلیغ می­شد و کنفرانس به طور معمول شرکت کنندگانی از 40 ایالت، همراه با تعداد زیادی شرکت کننده در سطح بین­المللی جذب می­کرد. ساخترا جمعیت شناختی شرکت کنندگان در گذر زمان کاملاً ثابت باقی ماند. بیشترین تعداد شرکت کننده در درجه اول از کتابخانه­ها بودند که بیشتر کتابخانه­ها را کتابخانه­های دانشگاهی تشکیل می­دادند، در مرحله بعدی آرشیوها، موزه­ها طیف گسترده­ای از بنگاههای دولتی، سازمانهای تحقیقاتی، گروههای دینی، و دیگران قرار داشتند.

تغییر در ساختار جمعیتی

به هر حال آن چه طی این سالها تغییر کرد، سطح دانش دائماً در حال افزایش حضار درباره رقومی کردن بود. در چند سال اول تعداد اندکی از شرکت کنندگان به کار رقومی کردن اشتغال داشتند. امروزه بیش از 92 درصد موسسات فرهنگی در ایالات متحده در حال رقومی کردن منابع خود هستند، پس شرکت کنندگان آگاه­تر هستند، و درصد بالایی نیز متخصص می­باشند. سوالاتی که مطرح می­شود به خوبی طرح شده و برخواسته از طرح­های خاص هستند تا اینکه مربوط به مباحث نظری باشند.

جالب است که، با تجربه بیشتر، این اعتقاد که رقومی کردن یک نوش داروی ارزان و آسان است، کاملاً از بین رفته است. حضار درک واقع­بینانه­ای از مسئله دارند، که رقومی کردن مشکل، گران، و نیازمند کار سازمانی مستمر است. شعف آغازین درباره رقومی کردن با دلمشغولی درباره هزینه­های بالای نوآوری­های رقومی و اینکه موسسات با پایان یافتن بودجه اهدایی اولیه چگونه متحمل این هزینه­ها خواهند شد، جایگزین شده است. این دلمشغولی­ها زاییدة اطلاعات بدست آمده از یک بررسی و پژوهشی در سطح ملی است که توسط سازمان «حفاظت میراث» انجام گرفته است و مشخص می­کند که فقط 27 درصد موسسات ایالات متحده از مسئولیت دربارة نگهداری مجموعه­های رقومی به عنوان بخشی از رسالت خود آگاهند.

با آگاه­تر شدن شرکت کنندگان « مدرسه­ای برای پویش­گری» درباره رقومی کردن، به نظر می­رسد سطح تدریس نیز به سرعت و به طور موثری به سطحی بالاتر از سطح حضار ارتقاء یافته است. حتی در مورد دو کنفرانس اخیر، درصد بالایی از شرکت کنندگان گزارش کرده­اند که بیشتر از آنچه انتظار داشته­اند فرا گرفته­اند: 91 درصد از شرکت کنندگان کنفرانس شیکاگو، 2004، و 87 درصد شرکت کنندگان برنامه بوستون، 2005. سخنرانان پیوسته نمرات بالایی گرفته­اند، با مجموع امتیاز 5/4 یا بالاتر در یک مقیاس 1-5 که 5 بالاترین میزان است. شرکت کنندگان در ادامه اظهارنظر کرده بودند که کنفرانس به آنها کمک کرده است طرح بعدی خود را برنامه­ریزی کنند، یا اینکه به سازمان متبوع خود باز خواهند گشت و در روش مدیریت کارهای رقومی خود تغییر خواهند داد.

علاوه بر فایده رساندن به هزاران شرکت کننده در ایالات متحده، این برنامه آموزشی ابعاد بین­المللی هم داشته است. این برنامه در دو نشست بین­المللی نیز ارائه شد، یکی در کتابخانه سلطنتی هلند و دیگری در آرشیو ملی کوبا. برنامه ارائه شده در هلند از یک بازدید گسترده از نظام آرشیوی رقومی جدید سود برد، در­حالیکه برنامه کوبا مجبور بود خود را با محیطی که فاقد امکان دسترسی گسترده به اینترنت بود، وفق دهد. نویسندگان این مقاله دریافته­اند که رویکرد این برنامه نمی­تواند در خارج از ایالات متحده و کانادا با موفقیت کامل همراه باشد. از آنجایی که ایالات متحده فاقد یک دستورالعمل ملی برای رقومی کردن است، رابطه هر موسسه با تلاشهای ملی با کشورهایی که دارای رهبری متمرکز هستند، تفاوت دارد. در نتیجه بودجه و اولویتها متفاوت خواهند بود.

 

تاثیر

کنفرانس «مدرسه­ای برای پویش­گری» تأثیر دگرگون کننده­ای بر سازمان حمایت کننده­اش یعنی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق داشته است. دسترسی مرکز به یک شبکه ملی متشکل از کارشناسان مسائل رقومی یکی از باارزش­ترین امتیازات این برنامه بود، امتیازی که ردپایش فراتر از منطقه نیوانگلند می­رود. این برنامه شناسه­ای برای فراهم آوردن اطلاعات برنده و موثر درباره رقومی کردن ایجاد کرده است و نیاز به حفظ این جایگاه رهبری را تشخیص داده است.

در سال 2003  این کنفرانس به عنوان یک سکوی پرتاب به یک رهبری ابتکاری ملی که بودجه آن توسط موسسه خدمات موزه و کتابخانه تأمین شده بود، برای ایجاد روشی به منظور ارزیابی نیازهای حفاظت رقومی موسسات و بوجود آوردن ابزارهایی برای کمک به موسسات، تا آمادگی خود برای رقومی کردن را تقویت کنند، خدمت کرد. در انجام این طرح، مرکز نگهداری مدارک شمال شرق یک همکاری راهبردی با شبکه رایانه­ای موزه، حفاظت میراث، و مرکزی برای کتابخانه­های تحقیقاتی را آغاز کرد. به این ترتیب پیش­نویس یک ابزار ارزیابی مکتوب شد و بازدید از سایت آزمایشی در حال حاضر در حال انجام است. هدف این کار تدوین الگویی است برای کانالیزه کردن کمکهای فنی دربارة آمادگی رقومی و حفاظت رقومی برای موسسات کوچک و متوسط.

پس از ده سال تدریس « مدرسه­ای برای پویش­گری»، بازار هنوز اشباع نشده است. در واقع یک بررسی که روی حضار جدید توسط مرکز نگهداری مدارک شمال شرق به عنوان بخشی از یک مطالعه برنامه­ریزی کاری انجام گرفت، مشخص کرد که در میان طیف گسترده­ای از حق انتخاب از موضوعهای آموزشی جاری و بالقوه، مدرسه­ای برای پویش­گری به عنوان نیاز شماره یک برگزیده شده است. تعدادی از شرکت کنندگان کم و بیش، به طور متناوب در این کنفرانس شرکت کرده­اند، و 5-10 درصد حضار به طور مکرر. در تلاشی برای ارزیابی اینکه طی دهه گذشته چه کاری توسط کنفرانس مورد بحث انجام گرفته، نویسندگان این مقاله با بعضی از اعضای هیات علمی که در بلند مدت همکاری داشته­اند، به ویژه پل کانوی در دانشگاه دوک و استیو چاپمن در دانشگاه هاروارد تماس گرفتند که اظهارنظرهای زیر در مورد تاثیر این برنامه از ایشان است:

-        مدرسه­ای برای پویش­گری یکی از موثرترین مبلغین برای چارچوب رهنمودهای موسسه خدمات موزه و کتابخانه/ سازمان ملی استاندارد برای ساختن مجموعه­های رقومی است.

-        مدرسه­ای برای پویش­گری مسئله حفاظت را زمانی که اغلب موسسات به شدت بر فناوری پویشگری متمرکز شده بودند به خاطر کتابخانه­ها و آرشیوها مطرح و حفظ کرد.

-        مدرسه­ای برای پویش­گری موفق شد فناوری را با رسالت موسسات مرتبط سازد، تا اینکه رسالت سازمانی را با آنچه که فناوری می­تواند، انجام دهد.

-        شرکت کنندگان با دیدگاهی وسعت یافته دربارة چگونگی برخورد با کار خود به سازمانهای خود بازگشتند، و این کاری است که آموزش مستمر باید انجام دهد.

-        شرکت کنندگان بدون استثناء رهنمودهایی دربارة طرحهای ابتکاری و نوآورانه از سخنرانان و همچنین از نشست­های پرسش و پاسخ کسب کردند. آنها به این استدراک دست یافتند که در این زمینه و در سطح ملی چه کسانی فعالند و هر یک چه می­کنند.

-        مدرسه­ای برای پویش­گری در این راستا که برای شرکت کنندگان امکان دسترسی متمرکز به متون مرتبط، استانداردهای مرتبطه و افرادی که بهترین کارها را انجام می­دهند، فراهم کند، موفق بوده است. کتابشناسیها، پیوندها به وب سایت­ها، و دیگر جزوات، منابع مهمی بوده­اند.

-        با قدیمی­تر شدن طرح­های رقومی کردن، همراه با بعضی رویکردهای کنونی که ثمرة این ده سال است، پاداشی است برای شرکت کنندگان در این کنفرانس­ها که به کاربرانشان و مسئله حفاظت می­اندیشند. آنها قادر هستند، مجدداً روی وجه مشترک­ها کار کنند و تجربیات کاربران را برای کسب استفاده بیشتر از مجموعه بازسازی کنند. دیگر شرکت کنندگان، وب سایت­های کوچک ایستایی دارند که وزنی ندارند؛ آنها محدودیت­های طراحی را دریافته­اند و آرزو دارند که از آغاز کار را انجام دهند.

-        حتی فراتر از انتشارات مرکز نگهداری مدارک شمال شرق، مدرسه­ای برای پویش­گری سبب شده نام این مرکز به شکل جدیدی سر زبانها بیافتد و باعث شده این مرکز منبعی ملی برای آموزش مستمر در زمینه مسائل پیشتاز حفاظت گردد.

راه آینده

شرکت کنندگان این کنفرانس، با شرکت 350 نفر در کنفرانس شیکاگو (2004) و 429 نفر در بوستون (2005) به رشد خود ادامه داده­اند. به هر حال این سطح از موفقیت یک نقطه ضعف هم داشته است. فعالیتهای درونی و اصلی این مکان بحث و تبادل نظر تا حدودی به دلیل تعداد بسیار زیاد حاضران تحت الشعاع قرارگرفته است. بعضی شرکت کنندگان عکس­العمل منفی نسبت به تعداد زیاد افرادی که صحبت می­کنند، نشان داده­اند. یکی از شرکت کنندگان اظهارنظر کرده است که «حس قارچی را پیدا کرده که سه روز در تاریکی بوده است». در نتیجه افزایش دانش بخش بزرگی از شرکت کنندگان، اعضای هیات علمی و شرکت کنندگان فاصله در حال گسترشی را بین نیازهای آموزشی متخصصین باتجربه و آنهایی که از موسساتی آمده­اند که در آغاز راه منحنی یادگیری هستند، یا کسانی که به تازگی برای این پست استخدام شده­اند، مشاهده کردند. افراد مبتدی گزارش کرده­اند که هنگام سوال در یک چنین محیطی احساس راحتی نمی­کرده­اند. در هر دو انتهای طیف شرکت کنندگان احساس کرده­اند که « مدرسه­ای برای پویش­گری» دیگر برای ایشان «یک مدرسه» نیست.

بعضی از اعضای هیات علمی تمایل دارند، ببینند که این کنفرانس به یک دانشکده تحصیلات تکمیلی برای پویشگری ارتقاء پیدا کرده است، و هدفش تعداد مخاطبین کمتری از میان متخصصین باتجربه است که می­خواهند با آنچه در لبه تیغ اتفاق می­افتد خود را تطبیق دهند. دیگران به بحث درباره ارائه خط سیری پایه برای کسانی هستند که هنوز به اطلاعات در سطحی مقدماتی نیاز دارند، می­پردازند. تا این لحظه، مرکز راضی به تقسیم کردن مخاطبین نشده است. در حال حاضر مدرسه­ای برای پویشگری بر سر دو راهی حساسی قرار گرفته است.

به تازگی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق بودجه­ای از موسسه خدمات موزه و کتابخانه برای برگزاری کنفرانس جدیدی دربارة حفاظت رقومی دریافت کرده است. عنوان این کنفرانس «تداوم حافظه: سرپرستی دارایی­های رقومی»[21] است. این برنامه بحث­های جزئی­تری را دربارة مسائل مربوط به قابلیت دوام مثل: گنجینه­های رقومی قابل اعتماد، حفاظت ابر داده­ها، و برنامه­ریزی کاری، مطرح می­کند. علاوه بر این، مرکز نگهداری مدارک شمال شرق تدریس حفاظت رقومی را با آموزش سنتی حفاظت و نگهداری در مدارس کتابداری و کارگاههای حفاظت پایه تلفیق کرده است.

برای آیندة خیلی نزدیک، مرکز برنامه دارد که به برگزاری کنفرانس بدون حمایت مالی ادامه دهد، ضمن اینکه نشست­هایی در ساعات استراحت برای گنجاندن روشهای تدریس تعاملی، اضافه خواهد کرد. اختصاص ندادن عنوانی برای کنفرانس نمی­تواند همیشگی باشد؛ آیندة مدرسه­ای برای پویش­گری نامطمئن است. به هر حال، اکنون که مرکز جایگاه مناسبی در عصر رقومی کسب کرده موقعیت خوبی است برای ایجاد خدمات متنوعی مثل: خدمات تولید مواد رقومی، خدمات مشاوره­ای رقومی، و کارگاه­هایی برای تعداد مخاطبین کمتر. در پژوهشی جدید درباره فناوری که توسط موسسه خدمات موزه و کتابخانه انجام گرفته، مشخص شده است که، برای انجام فعالیتهای رقومی کردن، تمامی انواع موسسات میراث فرهنگی گزارش کرده­اند که آموزش کارکنان موجود برای انجام فعالیتهای رقومی کردن راه­حل اساسی است. آموزش و تربیت از جمله فعالیتهایی هستند که از میان چالشهای قرن بیست و یکم برای تطبیق کتابخانه­ها با محیط در حال افزایش رقومی، باقی خواهند ماند.

 

 



[1] . Ann Russell

[2] . Northeast Document Conservation Center

[3] . School for Scanning

[4] . Steve Dalton

[5] . John F. Kennedy Library

[6] . National Endowment for Humanities

[7] . Andrew W. Mellon Foundation

[8] . Commission on Preservation and Access

[9] . National Park Service

[10] . Diane Vogt- O’Connor

[11] . Smithsonian Institution

[12] . Getty Center

[13] . Howard Besser

[14] . Jennifer Trant

[15] . Library of Congress’ American Memory Program.

[16] . Institute of Museum and Library Services (IMLS)

[17] . Murtha Baca

[18] . Handbook for Digital Projets

[19] . Paul Conway

[20] . Open Archival Information System (OAIS)

[21] . Persistence of  Memory : Stewardship of Digital Assets 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط دکتر مهرداد نیکنام  | 

با سلام به شما باید خدمتتان اعلام کنم که از این پس شاهد مطالب جدید خواهید بود به ویژه که من بازنشسته شده ام و فکر می کنم فرصت بیشتری برای این کارها داشته باشم. بزودی مقاله جدیدی را که ترجمه کرده ام روی وبلاگ خواهم گذاشت شاید بدردتان بخورد
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط دکتر مهرداد نیکنام  | 

با توجه به اینکه تمامی کتابخانه ها در معرض خطر آتش سوزی هستند لذا لازم است هر کتابخانه یک برنامه مقابله با آتش داشته باشد آنچه ذیلا می آید به اجزاء يك برنامه پيشگيري از آتش­سوزي اختصاص دارد:

 

1.    ظروف محكم و مطمئني براي گردآوري كاغذ باطله، مواد بسته­بندي و انواع ديگرزباله تهيه گردد. زباله­ها و مواد زائد بايد در فواصل معين از ساختمان به خارج برده شوند.

2.    پارچه هاي آغشته به رنگ و پارچه هاي آغشته به روغن كه معمولاٌ مورد استفاده سرايدار است بايد بلافاصله معدوم شوند زيرا اين پارچه ها خود به خود گرم شده آتش مي­گيرند.

3.    وقتي اشيائي را به نمايش مي گذاريم، كه از مواد قابل اشتعال درست شده اند و به نمايش گذاشتن آن­ها اجتناب ناپذير است، اين اشياء را بايد در محوطه­اي قرارداد كه در صورت آتش­گرفتن آنها حداقل خسارت وارد شود. وسائل آتش نشاني قابل حمل بايد در نزديكي اين اشياء قرار داده شود.

4.    مسئول پيشگيري از حريق بايد در فواصل معين از قسمت­هاي مختلف كتابخانه بازديد بعمل آورد تا در صورت مشاهده شرايط نامطمئن بتواند اقدامات لازم را انجام دهد. اين بازرسي مرتب باعث تاكيد اهميت انجام خوب و منظم كارها در ذهن كاركنان كتابخانه مي­گردد.

5.    كشيدن سيگار در مخازن كتاب و نشريات و حتي مخازن مواد غير كتابي بايد اكيداً ممنوع گردد و فقط در مكا­ن­هاي امن اجازه داده شود. زيرسيگاري­هاي مناسب نيز بايد براي ريختن خاكستر و ته­سيگار و چوب كبريت و غيره تهيه گردد.

6.    دستگاه هاي تهويه گرم و سرد بايد مطابق با دستورالعمل­هاي ايمني نگهداري، بازرسي و آزمايش شوند. استفاده از گرم كننده­هاي قابل حمل و ديگر وسائل برقي كوچك بايد ممنوع گردد.

      زمان و مكان وقوع آتش سوزي قابل پيش­بيني نيست ولي با رعايت نكات ايمني مي توان تا حد زيادي از ميزان خسارت­هاي آن كاست. رعايت نكات ايمني زير مي تواند امنيت بيشتري براي مجموعه كتابخانه ها پديدآورد:

1-نكات ايمني از نظر نظافت و نگهداري ساختمان و محوطه:

-       مواد زائد و زباله هاي قابل اشتعال بايد از محوطه كتابخانه بيرون برده شوند.

-       فضاهاي كتابخانه بايد مرتباً نظافت شوند.

-    پارچه هاي آغشته به روغن، مايعات پاك كننده، تركيبات و موادي كه در كار نظافت و جاروكشي بكار مي­رند، رنگ، روغن، گريس و وسائل نظافت بايد در قفسه هاي دردار فلزي و يا مكانهاي مقاوم در برابر آتش نگهداري شوند.

-       در قسمت­هاي مختلف مخزن بايد ظرف فلزي دردار براي زباله استفاده گردد.

-       در دفاتر كار و بخش هاي عمومي كتابخانه مثل تالار مطالعه و غيره... از ظروف فلزي براي زباله استفاده شود.

-       زباله ها بايد پيش از تعطيل شدن كتابخانه به خارج از ساختمان منتقل گردد.

-    علامت "سيگار كشيدن ممنوع" بايد در محل هايي كه احتمال خطر آتش­سوزي در آنجا وجود دارد به گونه­اي نصب گردد كه كاملاً در معرض ديد قرار داشته باشد.

-       بايد دقت شود كليه كاركنان كتابخانه نيز مقررات ممنوعيت كشيدن سيگار را رعايت كنند.

-    در قسمت هايي از كتابخانه كه سيگار كشيدن مجاز است بايد زيرسيگاري­هاي گود كه داخل آن شن يا آب ريخته شده باشد، تهيه و در محل­هاي مناسب قرار داده شود.

-    از ريختن ته سيگار، خاكستر سيگار، چوب كبريت نيم­ سوخته، پاكت سيگار و ديگر مواد مشابه در سطل­هاي زباله خودداري نمائيد و اين قبيل مواد را در ظروف جداگانه بريزند.

-       از انباشتن موادي كه در ارتباط با وظايف اصلي مخزن كتابخانه نيستند، در محوطه مخازن بايد اجتناب شود.

-       بايد دقت شود كارگراني كه احتمالاً در بيرون ساختمان كتابخانه به انجام كار مشغولند، مقررات ايمني را در مورد آتش­سوزي رعايت كنند.

-    بهتر است هر روز پيش از تعطيلي كتابخانه، كتابدار يا فردي مسئول از تمام قسمت­هاي مختلف كتابخانه بازرسي بعمل آورد تا اطمينان حاصل شود كه عوامل بروز آتش­سوزي در ساعات تعطيلي كتابخانه موجود نيست.

2-نكات ايمني مربوط به كاركنان:

-       دستورالعمل­هاي مربوط به خاموش كردن آتش بايد در تمام قسمت­ها نصب گردد.

-       شماره تلفن اداره آتش نشاني بايد در محل­هايي كه لازم بنظر مي­رسد نصب و در معرض ديد قرار گيرد.

-       وسائل آتش­نشاني و دستورالعمل­هاي مربوط بايد در فواصل مناسب تعبيه گردند.

3-نكات ايمني مربوط به وسائل گرم كننده و تهويه:

-       در مورد وسائل گرم كننده، دودكشها و لوله­هاي آب گرم بايد مرتباً از نظر ايمني كنترل شوند.

-    تاسيسات و وسائل گرم كننده و تهويه بايد سالانه و توسط فرد مجرب و يا شركت­هايي كه مسئول نگهداري تاسيسات هستند، از نظر ايمني كنترل شوند.

-       بايد بين دستگاه­هاي گرم­كننده و مواد قابل اشتعال فاصله كافي درنظر گرفته شود.

-       تمامي موتورها، هواكش­ها و غيره بايد مرتباً نظافت و طبق اصول روغنكاري شوند.

-       صافي­هاي سر راه كانال هاي تهويه بايد بطور مرتب تميز شوند و گرد و غبار آن­ها گرفته شود.

-       براي نگهداري نفت و گازوئيل و ديگر مواد سوختي مشابه بايد از ظروف جداگانه و مطمئن استفاده شود.

4-نكات ايمني در مورد سيم­كشي ساختمان و وسائل برقي:

-       بايد توجه شود كليه فيوزها محاسبه شده و با توان مناسب نصب شده باشند.

-       سيم اتصال دستگاه­هاي برقي بايد مرتباً از نظر ايمني كنترل شوند.

-       بايد كوشش شود سيم­هاي معمولي اتصال دستگاه­ها به پريز بوق از سه متر كوتاه­تر باشد.

-       بايد دقت شود كه در پوش­هاي جعبه تقسيم­ها و دستگاه­هاي برقي درجاي خود قرار داشته باشند.

-    بايد سعي شود سيم­كشي به روش صحيح انجام گيرد (سيم­ها دور ميخ پيچيده نشده باشد، يا با ميخ به ديوار كوبيده نشود و يا در تماس با لوله­هاي آب گرم نباشد...)

-       دستگاه­هاي برقي از نظر درست كار كردن بايد مرتباً كنترل شوند.

-    وسائل گرم­كننده برقي نظير اجاق برقي، سماور برقي و غيره بايد به لامپ قرمز كه نشان­دهنده روشن بودن دستگاه است مجهز باشند و به هنگام تعطيل شدن كتابخانه بايد آن­ها را خاموش كرد.

-    بايد دقت شود كه اتصالات لامپ­هاي فلوئورسنت با فاصله كافي از سقف نصب شده باشند، در غيراينصورت از نصب اين نوع لامپ­ها روي سقف­هايي كه با مواد قابل اشتعال (آكوستيك، چوب و ...) پوشيده شده است خودداري شود.

5-نكات ايمني در مورد راه­هاي خروجي:

-       بايد توجه داشت كه درهاي خروج اضطراري قفل نباشند.

-       راهروهاي خارجي بايد مرتباً نظافت شوند.

-       تمام خروجي­هاي كتابخانه بايد مشخص شوند و چراغ راهنما نيز بر بالاي آن­ها نصب گردد.

-       از قرار دادن مواد قابل اشتعال در پله­ها و زيرپله­ها بايد خودداري شود.

-       مسير درهاي خروجي بايد مرتباً نظافت شوند.