|
کتاب/کتابخانه/ کتابداری/اطلاع رسانی و دانش شناسی
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم دی 1389ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آغاز سال MMXI میلادی را به همه جهانیان به ویژه مسیحیان تبریک می گویم و امیدوارم در این سال همه مردمان دور از رنج و غم در شادی و سلامتی روزگار بگذرانند.
+
نوشته شده در جمعه دهم دی 1389ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آموزش رقومی کردن: مدرسهای برای پویشگری نویسنده: آن راسل[1] مترجم: مهرداد نیکنام چکیده: مرکز نگهداری مدارک شمال شرق[2] از سال 1995 به این طرف کنفرانسهایی با نام «مدرسهای برای پویشگری»[3] در ایالات متحده و دیگر کشورها برگزار کرده است. به این ترتیب نزدیک به 4000 متخصص این دورة یک هفتهای را گذراندهاند. این مقاله به شرح پیدایش این دوره، تکامل آن طی دهه گذشته و ابتکارهایی که از این طریق حاصل شده است، میپردازد. مقاله همچنین به طور کلی به رقومی کردن، و جهتهای آینده برای نیازهای آموزشی مستمر در مورد فناوریهای نوین برای متخصصین اطلاعرسانی میپردازد. از سال 1995 تا 2005 میلادی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق کنفرانسی با نام «مدرسهای به نام پویشگری» را در یازده نوبت در شهرهای مختلف ایالات متحده برگزار کرد، که به طور متوسط 300 شرکت کننده در هر محل برگزاری جذب این دوره شدند. این برنامه آموزشی به نیاز ظاهراً سیریناپذیر به اطلاعات درباره ساختن، مدیریت، و حفاظت مجموعههای رقومی پرداخت. به این ترتیب این دورهها به قریب 4000 متخصص ارائه خدمت کردهاند. این برنامه به قدری جلب توجه کرده است که استیو دالتن[4]، مدیر پیشین خدمات میدانی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق، که طی نه سال اول این کنفرانس مدیریت آن را بر عهده داشت، گفته است که نام این کنفرانس یک نام تجارتی شده است. از سال 1995 به اینطرف محتوای کنفرانس با جا افتادن برنامههای رقومی کردن سازمانی و پیدایش استانداردها و بهترین شیوههای کار، تکامل یافته است. موفقیت دستور جلسههای کنفرانس مجموعهای از عکسهای مربوط به تلاش عظیمی که برای بوجود آوردن مجموعههای رقومی انجام گرفته را فراهم میآورد. این مقاله نگاهی خواهد داشت به این مسئله که چگونه نیازهای مخاطبین طی این دهه سازنده، تغییر کرده است. این مقاله به ارزیابی شاخصهایی که بر ادامه موفقیت «مدرسهای برای پویشگری» مؤثر بوده است میپردازد،؛ و نگاهی خواهد داشت به چالشهای جاری در مورد این برنامه آموزشی به عنوان سطح تجربی پیشرفت سریع مخاطبان. نگاهی به پیشرفت برنامههای رقومی در سیزدهم آوریل 1995، مرکز نگهداری مدارک شمال شرق اولین کنفرانس خود را با نام مدرسهای برای پویشگری که یک کنفرانس یک روزه بود، در کتابخانه جان اف. کندی[5] در بوستون برگزار کرد. این برنامه با مجموعهای در حال پیشرفت از کارگاههای میکروفیلم برای حفاظت که هزینه آن توسط مرکز نگهداری تأمین میشد، رشد کرد. تعداد در حال افزایشی از شرکت کنندگان متقاضی آموزش اضافی دربارة رقومی کردن بودند، چرا که اعلام کرده بودند، تنها کارمندی هستند که انتظار میرود کار پویشگری در موسسهای را که کار میکنند، بر عهده بگیرند. نام کنفرانس تقلیدی بود از نمایشنامه ریچارد شریدان به نام «مدرسهای برای شایعه» و این نام برای دوره انتخاب شد. کنفرانس آزمایشی 300 نفر را جلب کرد که این تعداد پاسخدهنده باعث شگفتی برنامهریزان شد. سخنرانان نمایندگان موقوفه ملی برای علوم انسانی[6]، بنیاد ملون[7]، و کمیسیون حفاظت و دسترس[8] بودند که گزارشی دربارة حمایت مالی سازمانهایشان از تلاشی برای رقومی کردن ارائه کردند. دستور جلسه برجستهسازی دو پروژة تحقیقاتی اخیر بود که موقوفه ملی برای علوم انسانی بودجة آنرا تأمین کرده بود. این پروژهها به بررسی تبدیل میکروفیلمهای موجود به فایلهای رقومی و بالعکس پرداختهاند که گزارش توسط پل کانوی (Paul Conway) ارائه شد، این گزارش سپس از دانشگاه ییل عرضه گشت و همچنین توسط آن کنی (Anna Kenney) در دانشگاه کورنل ارائه گردید. نقطه تمرکز اصلی بر جنبههای فنی پویشگری بود، همراه با بحث فراوان دربارة سطوح راهحلهای توصیه شده، و اینکه آیا ارجح است ابتدا کار پویش انجام گیرد یا میکروفیلم. با بازاندیشی در مییابیم که تأکید بر فناوری گرفتن تصویر، مهمترین مسئله نیست. ضمناً دانشگاه ییل و کورنل هیچیک در نهایت محتوایی از طرحهای آزمایشی به وب عرضه نکردند. اغلب افراد شرکت کننده در کنفرانس 1995 هیچ تجربه دست اولی از رقومی کردن مواد مجموعة خود نداشتند. دل نگرانی آنها، این بود که کار را چگونه آغاز کنند، و مهمترین و مصرانهترین پرسش آنها این بود که آیا باید مواد خود را رقومی کنند یا نه. بسیاری اعلام داشتند، احساس میکنند فشار از طرف مدیران یا هیئت امنای موسسه است که فکر میکنند، پاسخ به مشکل ذخیره مجموعه «فقط پویشکردن»، است. درک کمی نسبت به پیچیدگی و هزینه ساخت مجموعههای رقومی، یا مسائل مربوط به دوام بلندمدت، وجود دارد. هیجانی که این اولین کنفرانس بوجود آورد بسیار محسوس بود. تمایل بسیار زیادی برای گسترش دستور جلسه برای پوشش دادن به دیگر جنبههای ساختن مجموعههای رقومی و بردن محل برگزاری کنفرانس به دیگر مکانها، وجود داشت. حیات بلندمدت و موفق مدرسهای برای پویشگری، به عنوان راهنما، از طریق مشارکت «نشنال پارک سرویس[9]» آغاز شد. آرشیویست جسور و مبتکر نشنال پارک سرویس، داین وگت اُکانر[10] از طریق بودجه آموزشی داخلی کمک هزینهای برای گسترش برنامه به یک رویداد سه روزه دریافت کرد و این کنفرانس را در موسسه اسمیتسونین[11] در واشینگتن در ماه سپتامبر 1996 برگزار کرد. مرکز گتی[12] نیز به این جمع پیوست و نسخههایی از انتشارات خود با عنوان «مبانی تصویربرداری» اثر هوارد بسر[13] و جنیفر ترانت[14] را به عنوان جزوه توزیع کردند. استیو دالتون مدیر پرتحرک خدمات میدانی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق با کارکنان نشنال پارک سرویس برای تنظیم برنامه آموزشی این کنفرانس سه روزه همکاری کرد. عناوین جدید اضافه شده، عبارت بودند از انتخاب، حق مؤلف، دسترسی به وب، و عمر طولانی رسانهها. حفاظت رقومی موضوعی که فقط میشد درباره آن به زمان آینده صحبت کرد، و به همین دلیل بحثها بسیار مختصر بودند. در دستور جلسه یک سخنرانی توسط استیو پوگلیا تحت عنوان «حفاظت رقومی: واقعیت یا تخیل؟» و تحلیلی خلاصه توسط هاوارد بسر گنجانده شده بودند، سپس در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، سخنرانی تحت عنوان «چه یاد گرفتهایم؟ چه باید یاد بگیریم؟» انجام گرفت. ارائه این برنامه گستردهتر «مدرسهای برای پویشگری» باعث شد بزرگترین تالار موسسه اسمیتسون مملو از جمعیت شود و لیست انتظار بلندی نیز بوجود آید. بر مبنای موفقیت برنامه اجرا شده در واشینگن، بنیاد اندرو دبلیو. ملون اعلام حمایت مالی برای برگزاری کنفرانس مدرسهای برای پویشگری در چهار محل دیگر شامل: برکلی، نیویورک، نیواورلئان، و شیکاگو، کرد. موفقیت این برنامه در اواخر دهه 1990 به نهایت مدیون کار یک کمیته برنامهریز بود که از کارشناسان مسائل رقومی تشکیل میشد، این کارشناسان بر مبنای پرسشنامهای که بعد از کنفرانس توزیع میشد هر کنفرانس را ارزیابی میکردند و دستور کار را برای ارائه بعدی روزآمد میکردند. کمیته برنامهریز دریافته بود که لازم است نگاه گستردهتری به مسائل مدیریتی انداخته شود. آنها درصدد بر آمدند برنامهها الگوی جدید را در کنفرانسها بگنجانند و استانداردهایی را برای درخواستهای در دست اجرا، به منظور دستیابی به موازنه بین موضوعها و سخنرانان، ابداع کنند. تکامل برنامه آموزشی بر گسترش سریع و تبدیل طرحهای تحقیقاتی رقومی به برنامههای رقومی، به ویژه در موسسات ملی و کتابخانههای تحقیقاتی بزرگ، تأثیر گذاشت. بخش اعظم کار خلاقهای که در این زمان انجام گرفت با حمایت مالی یا کمکهای مالی برنامه حافظة آمریکایی کتابخانه کنگره[15] و موسسات خدمات موزه و کتابخانه[16] بود. این دو بنگاه رهنمودهایی تدوین کردند که موسسات را برای درست کردن مجموعههای تداومپذیر ترغیب کرد. کنفرانس مدرسهای برای پویشگری به صورت آیینهای برای این موضوع عمل کرد که هر چه بیشتر رشد برنامههای سازمانی را منعکس کرد، تأکید آن بیشتر بر زیرساخت رقومیسازی قرار گرفت. استانداردهای پدید آمده به برنامههای آموزشی ملحق شد، و سخنرانان تمرینهایی را ترویج کردند که با این استانداردها ادغام شد. موضوعهایی جدید در زیرساختهای سازمانی و استفاده درونی، و فراداده، که برای اولین بار در برنامه سال 1997 ظاهر گشت، گنجانده شد. با استفاده تدریجی از بودجه اختصاص یافته توسط بنیاد ملون برای شروع برنامه، موقوفه ملی برای علوم انسانی از مرکز نگهداری مدارک شمال شرق برای ادامه برنامه مدرسهای برای پویشگری به عنوان گل سرسبد برنامه آموزش ملی دربارة تغییر شکل دادن محمل اطلاعات، حمایت مالی کرد. مرکز نگهداری مدارک شمال شرق سعی کرد گستردهترین حضار ممکن را جلب کند، و میزان گسترده وابستگیهای حرفهای شرکت کنندگان ثابت کرد که یکی از مهمترین توانمندیهای این برنامه است. مدرسهای برای پویشگری یکی از معدود مکانهای بحث و تبادل نظر است که در آنجا متخصصانی از کتابخانه، آرشیو، موزه و زمینههای فناوری اطلاعات میتوانند گرد هم آیند و اطلاعات در زمینههای سازمانی به اشتراک بگذارند، و در نتیجه یک همکاری راهبردی پدید آورند. یکی از نقاط عطف مهم افزودن خانم مورتا باکا[17] به اعضای هیأت علمی در سال 1999 بود. وی که از اعضای موسسه تحقیقاتی گتی است دربارة فرادادههای توصیفی صحبت کرد. وی بر اهمیت گسترش فهرستنویسی ساده برای موزهها، کتابخانهها، و آرشیوهایی تأکید داشت که مواد دیداری نگهداری میکنند. این پیام در ایجاد آگاهی از چگونگی یکسانتر شدن فعالیتهای این انواع مختلف موسسات در محیط برخط، کمک کرد. دیگر موضوعهایی به تازگی به دستور جلسه افزوده شده است، عبارتند از: روابط فروشنده، رقومی کردن صورتهای دیداری- شنیداری، برنامهریزی شغلی، چارچوب موسسه خدمات موزه و کتابخانه/ سازمان ملی استاندارد برای استانداردها و بهترین شیوه کار برای مجموعههای خوب رقومی، و گنجینههای رقومی قابل اعتماد. چارچوب سازمان ملی استاندارد، همراه با نشریه اخیر گروه کتابخانههای تحقیقاتی و آرشیو ملی و اداره اسناد تحت عنوان «رهنمودهایی برای تأیید گنجینههای قابل اعتماد» اشاره به روشهایی برای شناسایی دستور جلسه کامل و ارائه مطالبی که اغلب نیاز به یادگیری آنها دارند. رویکرد شیوههای تدریس « مدرسهای برای پویشگری» انعکاسی از هدف آن یعنی مددرسانی به حضار انبوه، بود. مرکز نگهداری مدارک شمال شرق یک گروه اصلی و هسته از هیات علمی متشکل از کارشناسان شناخته شده ملی را به استخدام در آورد و با آنها روابط دوستانه بلندمدتی برقرار کرد. ضمن تشکر از این گروه پرستاره، این برنامه توانست شرکت کنندگانی را که با اشتیاق از مسافتهای دور به کنفرانس پیوستند و همچنین شرکت کنندگان محلی را جذب کند. سخنرانان به صورت رسمی در تالار بزرگی که اغلب کاملاً پر از جمعیت بود سخنرانی خود را ارائه کردند، با وجود این شرکت کنندگان و اعضای هیات علمی گزارش کردند که یکی از نقاط قوت کنفرانس به استثنای دو ارائه اخیر، تعامل بین آنها است. بعد از هر دو سخنرانی زمان کافی و دست و دلبازانه به پرسش و پاسخ اختصاص داشت. اعضای هیات علمی اصلی، که یک حس قوی شناخت را از طریق این کنفرانس بوجود آورده بودند، عموماً با این مسئله موافق بودند که طی سه روز کنفرانس حضور داشته باشند و با شرکت کنندگان ملاقات و آنها را راهنمایی کنند. شرکت خودجوش آنها در نشست پرسش و پاسخ و پانل به بحثهای زندهای که طی زمان استراحت، ناهار، و اغلب تا وقت غروب انجام میشد، منجر گردید. در سال 2000 مرکز نگهداری مدارک شمال شرق با حمایت مالی موسسه خدمات موزه و کتابخانه، به عنوان متن درسی « مدرسهای برای پویشگری» کتابی را تحت عنوان «راهنمای طرحهای رقومی»[18] منتشر کرد که ویراستار آن ماکسین سیتز بود. اگر چه این اثر روزآمد نشده است ولی بخشهایی از آن هنوز معتبر هستند و به عنوان یکی از دسترسپذیرترین منابعی است که در وب سایت مرکز نگهداری مدارک شمال شرق موجود است. یکی از ویژگیهای شناسانندة مدرسهای برای پویشگری که با گذر زمان پایدار مانده است، تاکید آگاهانه آن بر تصمیمگیری در مقابل توصیه محصولات و دستورالعملهای خاص بود. اگر چه بعضی شرکت کنندگان از کارکنان بخش فنی بودند، ولی برنامه به وضوح خطابش به اداره کنندگان و تصمیم گیرندگان بود، یعنی آنهایی که کارکنان فنی یا منابع مالی اختصاص یافته برای فعالیتهای رقومی کردن را سرپرستی میکردند. هدف این برنامه این نبود که یک کتاب آشپزی به مردم بدهد، هرچند که بسیاری از افرادی که در کنفرانس شرکت کردند، امیدوار بودند چیزی بدست آورند. در عوض با سیاههای از پرسشهایی که لازم بود در مرحله برنامهریزی بپرسند، به محل کار خود بازگشتند. موضعگیری اعضای هیات علمی این بود که بیش از یک راهحل معتبر وجود دارد، و هر موسسهای لازم است بر اساس رسالت خود و درک خود از این مسئله که چه کسی و برای چه منظوری از محتوای رقومی استفاده خواهد کرد، تصمیمگیری کنند. دیگر ویژگی شناساننده این برنامه در گذر زمان ثابت باقی ماند، عبارت بود از مسئولیت حفاظت مرکز نگهداری مدارک شمال شرق بود که این کنفرانس را از دیگر مکانهای بحث و گفتگو متمایز میساخت. از زمان شروع تاکید بر تولید محصولات بادوام بود. سالهای متمادی پل کانوی[19] سخنان گهرباری دربارة حفاظت در جهان رقومی ایراد کرد. خیلی پیش از آنکه اصول نظام اطلاعات آرشیوی باز[20] بیان شود، وی دربارة اهمیت به کار بردن نرمافزار غیرتجاری تبلیغ کرده بود و حضار را به «تولید محصولات رقومی که ارزش حفاظت داشته باشند» ترغیب کرده بود. همانند دیگر برنامههای آموزشی مستمر، برنامه آموزشی « مدرسهای برای پویشگری» به متخصصینی که در حال حاضر مشغول کار در این زمینه هستند و برای انجام کارشان نیاز به تعلیم دارند، ارائه خدمت کرد. به آن کتابخانهها و موسساتی که نیاز به نیروی کاری برای انجام کارهای ابتکاری در زمینه رقومی در حال رشد داشتند که به صورت حرفهای در زمینه کتابداری رقومی آموزش ندیدهاند، و نیاز به آموزش در محل طی این دورة اثرگذار ده ساله، آموزشی فشرده ارائه کرد. مدیران موسسات تشنه فرصتهای آموزشی برای خود و کارکنانشان بودند. برنامهها در سطح ملی تبلیغ میشد و کنفرانس به طور معمول شرکت کنندگانی از 40 ایالت، همراه با تعداد زیادی شرکت کننده در سطح بینالمللی جذب میکرد. ساخترا جمعیت شناختی شرکت کنندگان در گذر زمان کاملاً ثابت باقی ماند. بیشترین تعداد شرکت کننده در درجه اول از کتابخانهها بودند که بیشتر کتابخانهها را کتابخانههای دانشگاهی تشکیل میدادند، در مرحله بعدی آرشیوها، موزهها طیف گستردهای از بنگاههای دولتی، سازمانهای تحقیقاتی، گروههای دینی، و دیگران قرار داشتند. تغییر در ساختار جمعیتی به هر حال آن چه طی این سالها تغییر کرد، سطح دانش دائماً در حال افزایش حضار درباره رقومی کردن بود. در چند سال اول تعداد اندکی از شرکت کنندگان به کار رقومی کردن اشتغال داشتند. امروزه بیش از 92 درصد موسسات فرهنگی در ایالات متحده در حال رقومی کردن منابع خود هستند، پس شرکت کنندگان آگاهتر هستند، و درصد بالایی نیز متخصص میباشند. سوالاتی که مطرح میشود به خوبی طرح شده و برخواسته از طرحهای خاص هستند تا اینکه مربوط به مباحث نظری باشند. جالب است که، با تجربه بیشتر، این اعتقاد که رقومی کردن یک نوش داروی ارزان و آسان است، کاملاً از بین رفته است. حضار درک واقعبینانهای از مسئله دارند، که رقومی کردن مشکل، گران، و نیازمند کار سازمانی مستمر است. شعف آغازین درباره رقومی کردن با دلمشغولی درباره هزینههای بالای نوآوریهای رقومی و اینکه موسسات با پایان یافتن بودجه اهدایی اولیه چگونه متحمل این هزینهها خواهند شد، جایگزین شده است. این دلمشغولیها زاییدة اطلاعات بدست آمده از یک بررسی و پژوهشی در سطح ملی است که توسط سازمان «حفاظت میراث» انجام گرفته است و مشخص میکند که فقط 27 درصد موسسات ایالات متحده از مسئولیت دربارة نگهداری مجموعههای رقومی به عنوان بخشی از رسالت خود آگاهند. با آگاهتر شدن شرکت کنندگان « مدرسهای برای پویشگری» درباره رقومی کردن، به نظر میرسد سطح تدریس نیز به سرعت و به طور موثری به سطحی بالاتر از سطح حضار ارتقاء یافته است. حتی در مورد دو کنفرانس اخیر، درصد بالایی از شرکت کنندگان گزارش کردهاند که بیشتر از آنچه انتظار داشتهاند فرا گرفتهاند: 91 درصد از شرکت کنندگان کنفرانس شیکاگو، 2004، و 87 درصد شرکت کنندگان برنامه بوستون، 2005. سخنرانان پیوسته نمرات بالایی گرفتهاند، با مجموع امتیاز 5/4 یا بالاتر در یک مقیاس 1-5 که 5 بالاترین میزان است. شرکت کنندگان در ادامه اظهارنظر کرده بودند که کنفرانس به آنها کمک کرده است طرح بعدی خود را برنامهریزی کنند، یا اینکه به سازمان متبوع خود باز خواهند گشت و در روش مدیریت کارهای رقومی خود تغییر خواهند داد. علاوه بر فایده رساندن به هزاران شرکت کننده در ایالات متحده، این برنامه آموزشی ابعاد بینالمللی هم داشته است. این برنامه در دو نشست بینالمللی نیز ارائه شد، یکی در کتابخانه سلطنتی هلند و دیگری در آرشیو ملی کوبا. برنامه ارائه شده در هلند از یک بازدید گسترده از نظام آرشیوی رقومی جدید سود برد، درحالیکه برنامه کوبا مجبور بود خود را با محیطی که فاقد امکان دسترسی گسترده به اینترنت بود، وفق دهد. نویسندگان این مقاله دریافتهاند که رویکرد این برنامه نمیتواند در خارج از ایالات متحده و کانادا با موفقیت کامل همراه باشد. از آنجایی که ایالات متحده فاقد یک دستورالعمل ملی برای رقومی کردن است، رابطه هر موسسه با تلاشهای ملی با کشورهایی که دارای رهبری متمرکز هستند، تفاوت دارد. در نتیجه بودجه و اولویتها متفاوت خواهند بود. تاثیر کنفرانس «مدرسهای برای پویشگری» تأثیر دگرگون کنندهای بر سازمان حمایت کنندهاش یعنی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق داشته است. دسترسی مرکز به یک شبکه ملی متشکل از کارشناسان مسائل رقومی یکی از باارزشترین امتیازات این برنامه بود، امتیازی که ردپایش فراتر از منطقه نیوانگلند میرود. این برنامه شناسهای برای فراهم آوردن اطلاعات برنده و موثر درباره رقومی کردن ایجاد کرده است و نیاز به حفظ این جایگاه رهبری را تشخیص داده است. در سال 2003 این کنفرانس به عنوان یک سکوی پرتاب به یک رهبری ابتکاری ملی که بودجه آن توسط موسسه خدمات موزه و کتابخانه تأمین شده بود، برای ایجاد روشی به منظور ارزیابی نیازهای حفاظت رقومی موسسات و بوجود آوردن ابزارهایی برای کمک به موسسات، تا آمادگی خود برای رقومی کردن را تقویت کنند، خدمت کرد. در انجام این طرح، مرکز نگهداری مدارک شمال شرق یک همکاری راهبردی با شبکه رایانهای موزه، حفاظت میراث، و مرکزی برای کتابخانههای تحقیقاتی را آغاز کرد. به این ترتیب پیشنویس یک ابزار ارزیابی مکتوب شد و بازدید از سایت آزمایشی در حال حاضر در حال انجام است. هدف این کار تدوین الگویی است برای کانالیزه کردن کمکهای فنی دربارة آمادگی رقومی و حفاظت رقومی برای موسسات کوچک و متوسط. پس از ده سال تدریس « مدرسهای برای پویشگری»، بازار هنوز اشباع نشده است. در واقع یک بررسی که روی حضار جدید توسط مرکز نگهداری مدارک شمال شرق به عنوان بخشی از یک مطالعه برنامهریزی کاری انجام گرفت، مشخص کرد که در میان طیف گستردهای از حق انتخاب از موضوعهای آموزشی جاری و بالقوه، مدرسهای برای پویشگری به عنوان نیاز شماره یک برگزیده شده است. تعدادی از شرکت کنندگان کم و بیش، به طور متناوب در این کنفرانس شرکت کردهاند، و 5-10 درصد حضار به طور مکرر. در تلاشی برای ارزیابی اینکه طی دهه گذشته چه کاری توسط کنفرانس مورد بحث انجام گرفته، نویسندگان این مقاله با بعضی از اعضای هیات علمی که در بلند مدت همکاری داشتهاند، به ویژه پل کانوی در دانشگاه دوک و استیو چاپمن در دانشگاه هاروارد تماس گرفتند که اظهارنظرهای زیر در مورد تاثیر این برنامه از ایشان است: - مدرسهای برای پویشگری یکی از موثرترین مبلغین برای چارچوب رهنمودهای موسسه خدمات موزه و کتابخانه/ سازمان ملی استاندارد برای ساختن مجموعههای رقومی است. - مدرسهای برای پویشگری مسئله حفاظت را زمانی که اغلب موسسات به شدت بر فناوری پویشگری متمرکز شده بودند به خاطر کتابخانهها و آرشیوها مطرح و حفظ کرد. - مدرسهای برای پویشگری موفق شد فناوری را با رسالت موسسات مرتبط سازد، تا اینکه رسالت سازمانی را با آنچه که فناوری میتواند، انجام دهد. - شرکت کنندگان با دیدگاهی وسعت یافته دربارة چگونگی برخورد با کار خود به سازمانهای خود بازگشتند، و این کاری است که آموزش مستمر باید انجام دهد. - شرکت کنندگان بدون استثناء رهنمودهایی دربارة طرحهای ابتکاری و نوآورانه از سخنرانان و همچنین از نشستهای پرسش و پاسخ کسب کردند. آنها به این استدراک دست یافتند که در این زمینه و در سطح ملی چه کسانی فعالند و هر یک چه میکنند. - مدرسهای برای پویشگری در این راستا که برای شرکت کنندگان امکان دسترسی متمرکز به متون مرتبط، استانداردهای مرتبطه و افرادی که بهترین کارها را انجام میدهند، فراهم کند، موفق بوده است. کتابشناسیها، پیوندها به وب سایتها، و دیگر جزوات، منابع مهمی بودهاند. - با قدیمیتر شدن طرحهای رقومی کردن، همراه با بعضی رویکردهای کنونی که ثمرة این ده سال است، پاداشی است برای شرکت کنندگان در این کنفرانسها که به کاربرانشان و مسئله حفاظت میاندیشند. آنها قادر هستند، مجدداً روی وجه مشترکها کار کنند و تجربیات کاربران را برای کسب استفاده بیشتر از مجموعه بازسازی کنند. دیگر شرکت کنندگان، وب سایتهای کوچک ایستایی دارند که وزنی ندارند؛ آنها محدودیتهای طراحی را دریافتهاند و آرزو دارند که از آغاز کار را انجام دهند. - حتی فراتر از انتشارات مرکز نگهداری مدارک شمال شرق، مدرسهای برای پویشگری سبب شده نام این مرکز به شکل جدیدی سر زبانها بیافتد و باعث شده این مرکز منبعی ملی برای آموزش مستمر در زمینه مسائل پیشتاز حفاظت گردد. راه آینده شرکت کنندگان این کنفرانس، با شرکت 350 نفر در کنفرانس شیکاگو (2004) و 429 نفر در بوستون (2005) به رشد خود ادامه دادهاند. به هر حال این سطح از موفقیت یک نقطه ضعف هم داشته است. فعالیتهای درونی و اصلی این مکان بحث و تبادل نظر تا حدودی به دلیل تعداد بسیار زیاد حاضران تحت الشعاع قرارگرفته است. بعضی شرکت کنندگان عکسالعمل منفی نسبت به تعداد زیاد افرادی که صحبت میکنند، نشان دادهاند. یکی از شرکت کنندگان اظهارنظر کرده است که «حس قارچی را پیدا کرده که سه روز در تاریکی بوده است». در نتیجه افزایش دانش بخش بزرگی از شرکت کنندگان، اعضای هیات علمی و شرکت کنندگان فاصله در حال گسترشی را بین نیازهای آموزشی متخصصین باتجربه و آنهایی که از موسساتی آمدهاند که در آغاز راه منحنی یادگیری هستند، یا کسانی که به تازگی برای این پست استخدام شدهاند، مشاهده کردند. افراد مبتدی گزارش کردهاند که هنگام سوال در یک چنین محیطی احساس راحتی نمیکردهاند. در هر دو انتهای طیف شرکت کنندگان احساس کردهاند که « مدرسهای برای پویشگری» دیگر برای ایشان «یک مدرسه» نیست. بعضی از اعضای هیات علمی تمایل دارند، ببینند که این کنفرانس به یک دانشکده تحصیلات تکمیلی برای پویشگری ارتقاء پیدا کرده است، و هدفش تعداد مخاطبین کمتری از میان متخصصین باتجربه است که میخواهند با آنچه در لبه تیغ اتفاق میافتد خود را تطبیق دهند. دیگران به بحث درباره ارائه خط سیری پایه برای کسانی هستند که هنوز به اطلاعات در سطحی مقدماتی نیاز دارند، میپردازند. تا این لحظه، مرکز راضی به تقسیم کردن مخاطبین نشده است. در حال حاضر مدرسهای برای پویشگری بر سر دو راهی حساسی قرار گرفته است. به تازگی مرکز نگهداری مدارک شمال شرق بودجهای از موسسه خدمات موزه و کتابخانه برای برگزاری کنفرانس جدیدی دربارة حفاظت رقومی دریافت کرده است. عنوان این کنفرانس «تداوم حافظه: سرپرستی داراییهای رقومی»[21] است. این برنامه بحثهای جزئیتری را دربارة مسائل مربوط به قابلیت دوام مثل: گنجینههای رقومی قابل اعتماد، حفاظت ابر دادهها، و برنامهریزی کاری، مطرح میکند. علاوه بر این، مرکز نگهداری مدارک شمال شرق تدریس حفاظت رقومی را با آموزش سنتی حفاظت و نگهداری در مدارس کتابداری و کارگاههای حفاظت پایه تلفیق کرده است. برای آیندة خیلی نزدیک، مرکز برنامه دارد که به برگزاری کنفرانس بدون حمایت مالی ادامه دهد، ضمن اینکه نشستهایی در ساعات استراحت برای گنجاندن روشهای تدریس تعاملی، اضافه خواهد کرد. اختصاص ندادن عنوانی برای کنفرانس نمیتواند همیشگی باشد؛ آیندة مدرسهای برای پویشگری نامطمئن است. به هر حال، اکنون که مرکز جایگاه مناسبی در عصر رقومی کسب کرده موقعیت خوبی است برای ایجاد خدمات متنوعی مثل: خدمات تولید مواد رقومی، خدمات مشاورهای رقومی، و کارگاههایی برای تعداد مخاطبین کمتر. در پژوهشی جدید درباره فناوری که توسط موسسه خدمات موزه و کتابخانه انجام گرفته، مشخص شده است که، برای انجام فعالیتهای رقومی کردن، تمامی انواع موسسات میراث فرهنگی گزارش کردهاند که آموزش کارکنان موجود برای انجام فعالیتهای رقومی کردن راهحل اساسی است. آموزش و تربیت از جمله فعالیتهایی هستند که از میان چالشهای قرن بیست و یکم برای تطبیق کتابخانهها با محیط در حال افزایش رقومی، باقی خواهند ماند. [1] . Ann Russell [2] . [3] . School for Scanning [4] . Steve Dalton [5] . John F. Kennedy Library [6] . National Endowment for Humanities [7] . Andrew W. Mellon Foundation [8] . Commission on Preservation and Access [9] . National Park Service [10] . Diane Vogt- O’Connor [11] . Smithsonian Institution [12] . [13] . Howard Besser [14] . Jennifer Trant [15] . Library of Congress’ American Memory Program. [16] . [17] . Murtha Baca [18] . Handbook for Digital Projets [19] . Paul Conway [20] . Open Archival Information System (OAIS) [21] . Persistence of Memory : Stewardship of Digital Assets
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:13 قبل از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام به شما باید خدمتتان اعلام کنم که از این پس شاهد مطالب جدید خواهید بود به ویژه که من بازنشسته شده ام و فکر می کنم فرصت بیشتری برای این کارها داشته باشم. بزودی مقاله جدیدی را که ترجمه کرده ام روی وبلاگ خواهم گذاشت شاید بدردتان بخورد
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:39 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با توجه به اینکه تمامی کتابخانه ها در معرض خطر آتش سوزی هستند لذا لازم است هر کتابخانه یک برنامه مقابله با آتش داشته باشد آنچه ذیلا می آید به اجزاء يك برنامه پيشگيري از آتشسوزي اختصاص دارد: 1. ظروف محكم و مطمئني براي گردآوري كاغذ باطله، مواد بستهبندي و انواع ديگرزباله تهيه گردد. زبالهها و مواد زائد بايد در فواصل معين از ساختمان به خارج برده شوند. 2. پارچه هاي آغشته به رنگ و پارچه هاي آغشته به روغن كه معمولاٌ مورد استفاده سرايدار است بايد بلافاصله معدوم شوند زيرا اين پارچه ها خود به خود گرم شده آتش ميگيرند. 3. وقتي اشيائي را به نمايش مي گذاريم، كه از مواد قابل اشتعال درست شده اند و به نمايش گذاشتن آنها اجتناب ناپذير است، اين اشياء را بايد در محوطهاي قرارداد كه در صورت آتشگرفتن آنها حداقل خسارت وارد شود. وسائل آتش نشاني قابل حمل بايد در نزديكي اين اشياء قرار داده شود. 4. مسئول پيشگيري از حريق بايد در فواصل معين از قسمتهاي مختلف كتابخانه بازديد بعمل آورد تا در صورت مشاهده شرايط نامطمئن بتواند اقدامات لازم را انجام دهد. اين بازرسي مرتب باعث تاكيد اهميت انجام خوب و منظم كارها در ذهن كاركنان كتابخانه ميگردد. 5. كشيدن سيگار در مخازن كتاب و نشريات و حتي مخازن مواد غير كتابي بايد اكيداً ممنوع گردد و فقط در مكانهاي امن اجازه داده شود. زيرسيگاريهاي مناسب نيز بايد براي ريختن خاكستر و تهسيگار و چوب كبريت و غيره تهيه گردد. 6. دستگاه هاي تهويه گرم و سرد بايد مطابق با دستورالعملهاي ايمني نگهداري، بازرسي و آزمايش شوند. استفاده از گرم كنندههاي قابل حمل و ديگر وسائل برقي كوچك بايد ممنوع گردد. زمان و مكان وقوع آتش سوزي قابل پيشبيني نيست ولي با رعايت نكات ايمني مي توان تا حد زيادي از ميزان خسارتهاي آن كاست. رعايت نكات ايمني زير مي تواند امنيت بيشتري براي مجموعه كتابخانه ها پديدآورد: 1-نكات ايمني از نظر نظافت و نگهداري ساختمان و محوطه: - مواد زائد و زباله هاي قابل اشتعال بايد از محوطه كتابخانه بيرون برده شوند. - فضاهاي كتابخانه بايد مرتباً نظافت شوند. - پارچه هاي آغشته به روغن، مايعات پاك كننده، تركيبات و موادي كه در كار نظافت و جاروكشي بكار ميرند، رنگ، روغن، گريس و وسائل نظافت بايد در قفسه هاي دردار فلزي و يا مكانهاي مقاوم در برابر آتش نگهداري شوند. - در قسمتهاي مختلف مخزن بايد ظرف فلزي دردار براي زباله استفاده گردد. - در دفاتر كار و بخش هاي عمومي كتابخانه مثل تالار مطالعه و غيره... از ظروف فلزي براي زباله استفاده شود. - زباله ها بايد پيش از تعطيل شدن كتابخانه به خارج از ساختمان منتقل گردد. - علامت "سيگار كشيدن ممنوع" بايد در محل هايي كه احتمال خطر آتشسوزي در آنجا وجود دارد به گونهاي نصب گردد كه كاملاً در معرض ديد قرار داشته باشد. - بايد دقت شود كليه كاركنان كتابخانه نيز مقررات ممنوعيت كشيدن سيگار را رعايت كنند. - در قسمت هايي از كتابخانه كه سيگار كشيدن مجاز است بايد زيرسيگاريهاي گود كه داخل آن شن يا آب ريخته شده باشد، تهيه و در محلهاي مناسب قرار داده شود. - از ريختن ته سيگار، خاكستر سيگار، چوب كبريت نيم سوخته، پاكت سيگار و ديگر مواد مشابه در سطلهاي زباله خودداري نمائيد و اين قبيل مواد را در ظروف جداگانه بريزند. - از انباشتن موادي كه در ارتباط با وظايف اصلي مخزن كتابخانه نيستند، در محوطه مخازن بايد اجتناب شود. - بايد دقت شود كارگراني كه احتمالاً در بيرون ساختمان كتابخانه به انجام كار مشغولند، مقررات ايمني را در مورد آتشسوزي رعايت كنند. - بهتر است هر روز پيش از تعطيلي كتابخانه، كتابدار يا فردي مسئول از تمام قسمتهاي مختلف كتابخانه بازرسي بعمل آورد تا اطمينان حاصل شود كه عوامل بروز آتشسوزي در ساعات تعطيلي كتابخانه موجود نيست. 2-نكات ايمني مربوط به كاركنان: - دستورالعملهاي مربوط به خاموش كردن آتش بايد در تمام قسمتها نصب گردد. - شماره تلفن اداره آتش نشاني بايد در محلهايي كه لازم بنظر ميرسد نصب و در معرض ديد قرار گيرد. - وسائل آتشنشاني و دستورالعملهاي مربوط بايد در فواصل مناسب تعبيه گردند. 3-نكات ايمني مربوط به وسائل گرم كننده و تهويه: - در مورد وسائل گرم كننده، دودكشها و لولههاي آب گرم بايد مرتباً از نظر ايمني كنترل شوند. - تاسيسات و وسائل گرم كننده و تهويه بايد سالانه و توسط فرد مجرب و يا شركتهايي كه مسئول نگهداري تاسيسات هستند، از نظر ايمني كنترل شوند. - بايد بين دستگاههاي گرمكننده و مواد قابل اشتعال فاصله كافي درنظر گرفته شود. - تمامي موتورها، هواكشها و غيره بايد مرتباً نظافت و طبق اصول روغنكاري شوند. - صافيهاي سر راه كانال هاي تهويه بايد بطور مرتب تميز شوند و گرد و غبار آنها گرفته شود. - براي نگهداري نفت و گازوئيل و ديگر مواد سوختي مشابه بايد از ظروف جداگانه و مطمئن استفاده شود. 4-نكات ايمني در مورد سيمكشي ساختمان و وسائل برقي: - بايد توجه شود كليه فيوزها محاسبه شده و با توان مناسب نصب شده باشند. - سيم اتصال دستگاههاي برقي بايد مرتباً از نظر ايمني كنترل شوند. - بايد كوشش شود سيمهاي معمولي اتصال دستگاهها به پريز بوق از سه متر كوتاهتر باشد. - بايد دقت شود كه در پوشهاي جعبه تقسيمها و دستگاههاي برقي درجاي خود قرار داشته باشند. - بايد سعي شود سيمكشي به روش صحيح انجام گيرد (سيمها دور ميخ پيچيده نشده باشد، يا با ميخ به ديوار كوبيده نشود و يا در تماس با لولههاي آب گرم نباشد...) - دستگاههاي برقي از نظر درست كار كردن بايد مرتباً كنترل شوند. - وسائل گرمكننده برقي نظير اجاق برقي، سماور برقي و غيره بايد به لامپ قرمز كه نشاندهنده روشن بودن دستگاه است مجهز باشند و به هنگام تعطيل شدن كتابخانه بايد آنها را خاموش كرد. - بايد دقت شود كه اتصالات لامپهاي فلوئورسنت با فاصله كافي از سقف نصب شده باشند، در غيراينصورت از نصب اين نوع لامپها روي سقفهايي كه با مواد قابل اشتعال (آكوستيك، چوب و ...) پوشيده شده است خودداري شود. 5-نكات ايمني در مورد راههاي خروجي: - بايد توجه داشت كه درهاي خروج اضطراري قفل نباشند. - راهروهاي خارجي بايد مرتباً نظافت شوند. - تمام خروجيهاي كتابخانه بايد مشخص شوند و چراغ راهنما نيز بر بالاي آنها نصب گردد. - از قرار دادن مواد قابل اشتعال در پلهها و زيرپلهها بايد خودداري شود. - مسير درهاي خروجي بايد مرتباً نظافت شوند. - بايد كفپوش ساختمان و پوشش پلهها از نظر شرايط مرتباً كنترل شوند و چنانچه در شرايط نامطلوبي هستند نسبت به مرمت و يا تعويض آنها اقدام شود. - پلهها بايد نرده داشته باشند و نردهها مرتباً از نظر ايمني كنترل شوند. 6-نكات ايمني از نظر حفاظت و نگهداري: - بايد دقت شود وسائل آتشنشاني در محل صحيح خود قرار گيرند. - كپسولهاي آتشنشاني بايد سالانه و به طور مرتب سرويس شوند. - با توجه به نوع مواد در هر قسمت كتابخانه بايد كپسول آتشنشاني مناسب (نوع آبي، گازي و غيره) تهيه و نصب گردد. - كپسولهاي آتشنشاني بايد به گونهاي نصب گردند كه حتي خانمهاي كارمند نيز بتوانند به راحتي كپسولها را برداشته مورد استفاده قرار دهند. - شيرهاي آتشنشاني موجود در قسمتها را بايد بطور مرتب از نظر وضع و شرايط ظاهري كنترل كرد. - بايد دقت شود موانعي در راه دسترسي به شيرهاي آتشنشاني ايجاد نگردد. - درصورتي كه كتابخانه به سيستم آتشنشاني اسپرينكلر (سيستم مركزي) مجهز است بايد دقت شود موانعي در مقابل خروجيهاي سيستم ايجاد نگردد. - بايد دقت شود كه شيرهاي سيستم اسپرينكلر باز باشد. - كل سيستم اسپرينكلر بايد سالانه توسط متخصص مربوطه بازديد شود. - كتابدار نيز بايد مرتباً سيستم را از نظر ظاهري بازديد نمايد. - پمپ دستگاه بايد مرتباً كنترل شود. - تمامي دستگاههاي هشدار دهنده بايد مرتباً كنترل شوند و آزمايشهاي لازم بعمل آيد. - از كاركنان اداره آتشنشاني دعوت بعمل آيد تا از كتابخانه بازديد كنند و با وضع و موقعيت كتابخانه آشنائي پيدا كنند و بتوانند در صورت بروز آتشسوزي به شكل مؤثرتري عمل كنند. همچنين خوب است طي اين بازديد اشارهاي نيز به كاربرد نابخردانه آب در خاموش كردن آتش در كتابخانه بشود. - بايد بهترين و نزديكترين راه رسيدن به ساختمان كتابخانه به كاركنان اداره آتشنشاني نشان داده شود. - بهتر است نوعي سيستم اعلام خطر دستي يا خودكار بين كتابخانه و اداره آتشنشاني نصب گردد. اين سيستم بايد در فواصل معين آزمايش و كنترل شود.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نوشته: ماري ترز وارلاموف و ماري فرانس پلاسارد ترجمه: مهرداد نیکنام موفقيت پيش كنفرانس برلين با عنوان "آماده شدن براي بدترين، برنامه ريزي براي بهترين: حفاظت از ميراث فرهنگي در مقابل سوانح و بلايا منجر به اين شد كه فعاليت اصلي حفاظت و نگهداري ايفلا به برگزاري مشترك اين نشست با همكاري بخش كتابخانه هاي ملي و بخش حفاظت و نگهداري ايفلا اقدام كند. اين بررسي از قطعنامه اي كه در پايان كنفرانس ايفلا در گلاسكو به تصويب رسيد، نشات مي گيرد. منظور از اين قطعنامه ارتقاء آگاهي از اهميت (براي سازمانهايي كه مسئول محافظت از ميراث ملي مكتوب هستند) آمادگي براي مقابله با سوانح و بلايا و تدوين و به كار بردن برنامه هاي مقابله با سوانح و بلاياست:" عزم اين است كه با توجه به خطرات بسياري كه ميراث فرهنگي را تهديد مي كنند، تمامي كتابخانه هايي كه مسئول مجموعه هاي مهم ملي هستند بايد برنامه مقابله با سوانح و بلايا تدوين، آزمايش و اجرا كنند و آن را به طور منظم روزآمد نگهدارند." بررسي مشترك از اين منظر بررسي مشتركي براي تعيين اينكه، چند كتابخانه برنامه مقابله با سوانح و بلايايي دارند كه تمامي جنبه هاي مرتبط با آن را پوشش مي دهد، آغازشد. به اين منظور پرسشنامه اي درباره آمادگي براي سوانح و بلايا در فوريه 2004 توسط دفتر حفاظت و نگهداري (PAC) براي 177 كتابخانه ملي (با استفاده از فهرست اسامي شرکت کنندگان در كنفرانس روساي كتابخانه هاي ملي) ارسال گرديد. از كتابخانه ها خواسته شده بود كه پاسخ ها را تا 25 ماه مارس ارسال دارند. گزارشي را كه اكنون عرضه مي دارم، توسط ماري فرانس پلارساد به دقت تهيه شده است. پرسشنامه مورد بحث براي مناطقي ارسال شد كه ظرف 5 تا 10 سال گذشته سانحه اي در آنجا رخ داده است، البته با توجه به تعداد و ماهيت آنها، همچنین از سازمانهاي مورد مطالعه خواسته شده بود گزارش كنند كه آيا در منطقه اي كه سانحه اي طبيعي در آنجا رخ داده است قرار گرفته اند و يا چه نوع سانحه اي انتظار مي رود كه رخ دهد. ساختمان كتابخانه موضوع بخش ديگري از بررسي بود: كتابخانه در يك يا چند ساختمان واقع شده است؟ ساختمان كتابخانه چند ساله است؟ آيا كتابخانه هاي پاسخ دهنده با ديگر سازمانها به طور مشترك از یک ساختمان استفاده مي كنند؟ بخش طولاني تر پرسشنامه به خود برنامه مقابله با سوانح و بلايا اختصاص دارد. اگر سازماني فاقد چنين برنامه اي بود و قصد تدوين آن را نيز نداشت، خواسته شده بود كه دلايل آن را بيان دارد. تمامي جنبههاي برنامه، نظير دستگاههاي اعلام خطر، بيمه، درگيربودن كاركنان در اين برنامه و در نهايت همكاري با ديگر سازمانها در پرسشنامه پوشش داده شده بود. پاسخ ها تا 30 آوريل 2004 پذيرفته شد. تا آن تاريخ 73 سازمان (حدود 41%) به پرسشنامه پاسخ داده بودند. برنامه مقابله با سوانح و بلايا: بلي يا خير؟ 39 سازمان از 73 پاسخ دهنده اعلام كرده بودند كه برنامه مقابله با سوانح و بلايا دارند (حدود 53%) آرژانتين، استراليا، بليز، كانادا، شيلي، چين، كلمبيا، كوبا، جمهوري چك، استوني، فيجي، فرانسه، ايسلند، اندونزي، ايتاليا (فيرنز)، جامائيكا، كره، كويت، قرقيزستان، موريتاني، مولداوي، ميانمار، هلند، زلاندنو، پرو، پرتغال، روماني، سنگاپور، اسلووني، سوئيس، سوريه، ترينيداد و توباگو، اوكراين، بريتانياي كبير (كتابخانه بريتانيا، كتابخانه ملي اسكاتلند، و كتابخانه ملي ويلز)، ازبكستان، و نزوئلا و ويتنام. 280 كشوري كه پاسخ داده بودند برنامه مقابله با سوانح ندارند ولي قصد تدوين و اجراي آن را دارند، هريك در مرحله اي از كار قرار داشتند. اين كتابخانه ها متعلق به كشورهاي زير بودند: باربادوس، بنين، كاستاريكا، كروواسي، مصر، السالوادور، آلمان، غنا، يونان، گواتمالا، مجارستان، ايتاليا (ENR)، ژاپن، لاتويا (Latvia)، سوتو، ماداگاسكار، مالديو، نيكاراگوئه، نروژ، پاناما، سيشل، اسلوواكي، اسپانيا (كاتالونيا)، سوئد، توگو، تونس، و تووالو، و كتابخانه واتيكان. فقط 6 كشور هيچ برنامه اي ندارند و قصد تدوين هم ندارند: ارمنستان، بوروندي، گامبيا، پاكستان، تونگا، و تايلند. دلايل متفاوت است ولي اغلب مربوط است به فقدان منابع مالي و انساني و نبود يك الگو. بعضي پاسخ دهندگان فكر مي كردند خطرات كمي در منطقه آنها وجود دارد. ارمنستان، گامبيا، و تونگا اعلام كرده اند كه در منطقه سانحه زده واقع شده اند، و فقط تايلند و تونگا اعلام داشتند كه طي ده سال گذشته از سانحه آسيب ديده اند. تاثير سوانح و بلايا مشكل بتوان گفت كه آيا سوانح اخير 28 كتابخانه را به تدوين برنامه مقابله با سوانح و بلايا مجبور كرده است. اغلب كتابخانه هايي كه قصد تدوين برنامه مقابله با سوانح دارند، طي ده سال اخير با سانحه يا بلاياي روبرو نبوده اند، مگر كاستاريكا، مصر، السالوادور، يونان، گواتمالا، لاتويا، سوتو، مالديو، پاناما، و اسلوواكي. بعضي از كتابخانه ها به " اندك خطراتي"، حتي همزمان با اعلام اين مطلب كه طي ده سال اخير در اثر بروز سوانحي آسيب ديده اند، اشاره مي كنند. فقدان منابع مالي و نيروي انساني براي تدوين و اجراي برنامه اغلب مورد اشاره پاسخ دهندگان قرار گرفته است، همچنين فقدان الگو بسيار اشاره شده كه متضمن تمايل به دريافت يك الگو و رهنمود است. از 39 كتابخانه اي كه برنامه مقابله با سوانح و بلايا دارند، 15 كتابخانه اعلام كرده اند طي ده سال اخير دچار سوانح و بلايا شده اند. 31 پاسخ دهنده اشاره كرده اند كه در منطقه اي واقع شده اند كه مورد تهديد سوانح و بلايا قرار گرفته است. بعضي از آنها كه در اثر سانحه خسارت ديده اند، به وضوح احساس كرده اند كه اين خسارات تصادفي بوده اند، چرا كه اعلام نكرده اند كه در منطقه مورد تهديد سوانح قرار دارند. آتش سوزي كه 45 بار اشاره شده به عنوان محتمل ترين واقعه فرض مي شود. سيل در مرتبه دوم قرار دارد (30)، سپس زلزله (24)، تروريسم (13)، درگيري هاي داخلي (5)، و جنگ (3). ديگر سوانح و بلايا از جمله توفان (اغلب در هند غربي)، سوانح شكل گرفته به دست انسان و سوانح زيست شناختي (به طور مثال قارچها و حشرات در كشورهاي بالتيك). ساختمان در ارتباط با ساختمان: - 47 سازمان بيش از يك ساختمان دارند، از 2 تا 15 (فقط يك مورد) ساختمان. بعضي از اين ساختمانها در شهرهاي مختلف قرار دارند، مثل آلمان و نروژ. - 26 كتابخانه با ديگر سازمانها شريك هستند. - 8 ساختمان بيش از يكصد سال عمر دارند: اين ساختمانها در جمهوري چك، فرانسه، يونان، نروژ، اسپانيا (كاتالونيا)، سوئد، تونس و واتيكان قرار دارند. - 18 ساختمان بين 50 و 100 سال عمر دارند. - 16 ساختمان بين 25 و 50 سال - 21 ساختمان بين 10 و 25 سال - و 18 ساختمان بين 5 و 10 سال و يا كمتر از 5 سال عمر دارند. سوال مطرح شده، مربوط به سن ساختمان اصلي بود، ولي بعضي كشورها سن همه ساختمانها را اعلام كرده بودند، بنابراين كل تعداد ساختمانها از تعداد پاسخ دهندگان بيشتر است. تعيين همبستگي برنامه هاي مقابله با سوانح با سن ساختمانهاي مورد بررسي جالب است. از 8 كشوري كه ساختمانهايي با عمر بالاي 100 سال دارند فقط دو كشور داراي برنامه مكتوب مي باشند (جمهوري چك و فرانسه)، ديگر كشورها تمايل به داشتن يك برنامه دارند. از موسساتي كه در ساختمانهايي با عمر بين 50 و 100 سال قرار دارند، 11 موسسه داراي برنامه مقابله با سوانح مي باشند، 6 سازمان تمايل به داشتن برنامه دارند و فقط يك موسسه هيچ برنامه اي ندارد و تمايلي هم به تدوين آن نشان نمي دهد. از ميان آن گروه ساختمانهايي كه عمري بين 25 تا 50 سال دارند، 8 كشور مورد بررسي برنامه مقابله با سوانح دارند، 6 كشور به داشتن برنامه تمايل دارند، و 2 كشور هيچ برنامه اي ندارند. از ميان كتابخانه هايي كه در ساختمانهايي با عمر بين 10 تا 25 سال استقرار يافته اند، 11 كتابخانه برنامه مقابله با سوانح دارند، 7 كتابخانه تمايل به تدوين برنامه دارند، و 3 كتابخانه هيچ برنامه اي ندارد. در نهايت اينكه 11 كشور از ميان كشورهايي كه ساختمانهايي با عمر بين 5 تا 10 سال (بعضي كمتر از 5 سال) دارند، برنامه مقابله با سوانح دارند و بقيه كشورها تمايل به داشتن چنين برنامه اي دارند. روزآمد كردن برنامه هاي مقابله با سوانح درباره برنامه هاي مقابله با سوانح بايد توجه داشت كه اغلب آنها بخشي از يك برنامه ملي نيستند؛ فقط 13 مورد چنين وضعيتي دارند. بعضي برنامه هاي موجود عمري بيش از ده سال دارند (9) و معمولا هر ساله روزآمد مي شوند. بهجز در سه مورد (در يك مورد مسئله روزآمد كردن پيش بيني نشده است). بخش اعظم برنامه ها عمري كمتر از 5 سال دارند(20) و اغلب هر 5 سال يكبار روزآمد مي شوند، در چند مورد هر دو سال يكبار اينكار انجاممي گيرد، پس نتيجه مي گيريم كه اغلب آنها هرگز روزآمد نشده اند؛ و دو موسسه هيچ تمايلي به روزآمد كردن برنامه خود ندارند. باقي برنامه ها عمري كمتر از يك سال دارند و اينكه هنوز روزآمد نشده اند، قابل درك است. اغلب برنامه هاي مقابله با سوانح با مشورت آتش نشانان تهيه شده اند، هرچند كه مسئولين محلي در مرتبه دوم قرار دارند. در برنامه هاي مورد بررسي فقط يكبار به ارتش اشاره شده است. يكي از كشورها به مشورت با پليس نيز اشاره كرده است. در مورد تعيين اولويتها، بعضي كشورهايي كه برنامه مقابله با سوانح دارند اولويتها را تعين نكرده اند (فقط 6 كشور) حال آنكه بعضي وقتها كشورهايي كه تمايل به تدوين برنامه دارند برخي اولويتها را تعيين كرده اند(8)؛ 3 كشور از 6 كشوري كه تمايل به داشتن برنامه مقابله با سوانح دارند، اولويتها را تعيين كردهاند. يكي از سوالها به امنيت افراد، ساختمانها و مجموعه ها ارتباط داشت. 20 پاسخ دهنده اعلام داشته اند كه برنامه هايشان هر سه مورد را مدنظر دارد، حال آنكه ديگر پاسخ دهندگان فقط به مجموعه ها يا ساختمانها اشاره كرده اند. سواي پاسخ هايي كه به هر سه مورد اشاره كرده اند، فقط هفت بار به كلمه "اشخاص" اشاره شده است، اما دليل آن اينست كه در بعضي موارد دستور العمل هاي ايمني انسانها با برنامه مقابله با سوانح هماهنگي ندارد. آزمون برنامه مقابله باسوانح زماني كه مسئله آزمون برنامه مقابله با سوانح مطرح مي شود، 25كشور پاسخ دهنده، كه برنامه مقابله با سوانح دارند، گزارش مي كنند كه آن را آزموده اند، 5 كشور از كشور هايي كه تمايل به تدوين برنامه دارند، نوشته اند كه آن را آزموده اند، كه به نظر مي رسد حاكي از اينست كه برنامه اي كه در دست تدوين دارند پيشرفت خوبي دارد. مسئله تقريبا گيج كننده اين مطلب است كه دو كشوري كه هيج تمايلي به تدوين برنامه مقابله با سوانح ندارند نيز اعلام كرده اند برنامه را آزمايش كرده اند. در حدود نيمي از موسسات مورد بررسي درگير كارها يا تمرينات سازماندهي هستند، و اين مسئله فقط در 28 موسسه متعارف است. كمك گرفتن از موسسات كمتر رايج است تا تماس با شركت هايي كه نيمي از پاسخ دهندگان با آنها تماس مي گيرند. خدماتي كه اغلب اشاره شده است به تجهيزات و شبكه حمل و نقل مرتبط مي شود. آمار مربوط به انجماد نادرتر است. ديگر خدمات عبارتند از ضدعفوني، تامين نيروي كارشناسي، تداركات، مرمت، نظافت محل، کاهش رطوبت فضاي مخازن و محل هاي نگهداري مواد، ذخيره مواد، و آموزش. توصيه هاي فناورانه از طريق نيمي از اين موسسات در دسترس ا ست. يك مولفة بسيار مهم در اجراي برنامه مقابله با سوانح وجود عضوي از كاركنان مسئول اجراي برنامه مقابله با سوانح، و فهرست روزآمد شده اي ازكاركناني است كه در موارد اضطراري يا بروز سانحه مي توان با آنها تماس گرفت. 51 كشور اعلام داشته اند كه چنين فهرستي دارند و همين كشورها (به استثناي2 كشور) گزارش كرده اند كه يكي از كاركنان، مسئول برنامه مقابله با سوانح است. از ميان اين 51 كشور،2 كشور اعلام كرده اند كه تمايلي به نوشتن برنامۀ مقابله با سوانح ندارند. معیار هاي پيشگيرانه آخرين بخش پرسشنامه در ارتباط با پيشگيري است. نخستين پرسش اين بود كه آيا كتابخانه ها جعبه يا كيف لوازم اضطراري دارند، كه به سهولت در دسترس باشد؟ 42 موسسة پاسخ داده بودند كه چنين تجهيزاتي دارند. گروه بعدي سوالات مربوط بود به دستگاههاي اعلام خطر، نوع (آتش ياب و دزدگير) و اينكه آيا اين تجهيزات به طور مرتب آزمايش مي شوند. 59 پاسخ دهنده آتش ياب دارند و 31 پاسخ دهنده از آن 59 تا دزدگير دارند. فقط يك كشور اعلام داشته بود دزدگير دارند ولي آتش ياب ندارند. دستگاههاي اعلام خطر در 50 كتابخانه آزمايش مي شوند. سوال بعدي به مسئله بيمه مربوط است. فقط 23 موسسه ساختمانهاي خود را بيمه كرده اند، يك موسسه اعلام داشته است كه فقط بعضي از ساختمانهايش بيمه هستند. دلايل متفاوت عبارتند از: هزينه هاي بالاي بيمه، پوشش دولتي (" متاسفانه" يكي از موسسات به اين نكته اشاره كرده بود)، و هزينه ارزيابي. تعداد موسساتي كه مجموعه هاي خود را بيمه كرده اند حتي از اين هم كمتر است(16). 19 موسسه وسايل و تجهيزات خود را بيمه كرده اند. آخرين سوال به نوع معیارهاي پيشگيرانه كه در صورت بروز سانحه مفيدترين و مناسب ترين فرض مي شود، مربوط است. مقياس هايي که فهرست شده اند عبارت بودند از: نسخه برداري از مدارك و ذخيره آنها در محلي ديگر، سيستم آتش خاموش كن اسپرينكلر، دستگاههاي اعلام خطر و محافظان، گشت هاي مرتب. 13 پاسخ دهنده به همه اينها اشاره كرده بودند. بديهي بود كه نسخه برداري مفيدترين فرض شده بود چرا كه در مجموع در 50 پاسخ به آن اشاره شده بود. بيش از نيمي از پاسخ دهندگان به دستگاههاي اعلام خطر اشاره كرده بودند و كمي كمتر از آن به داشتن محافظ و نگهبان. آخرين مسئله اي كه بهآن اشاره شدهبود سيستم اسپرينكلر بود كه حدود يك سوم كتابخانه ها را در بر ميگرفت. معيارهاي ديگري كه به آن اشاره شده بود شامل حمايت كارشناسي و امكان دسترسي به بودجه لازم، بلافاصله پس از بروز سانحه میشد. نتيجه برآورد وضعيت كلي مشكل است چرا كه فقط 41% موسسات مورد بررسي پرسشنامه ها را تكميل و عودت داده اند. همچنين مشكل بتوان مشخص كرد كه چرا 59% بقيه پاسخ نداده اند. احتمال دارد مشكلات ارتباطي رخ داده باشد: بعضي كشورها اعلام كرده اند كه پرسشنامه پس از گذشت هفته ها به دستشان رسيده و تقريبا به زمان انقضاي مهلت تكميل پرسشنامه نزديك بوده است. 1- ضمن مطالعه پاسخ ها، روشن شد موسساتي كه داراي برنامه مقابله با سوانح كامل، آزموده و مرتبا روزآمد شده هستند، هميشه در كشورهاي صنعتي بزرگ واقع نشده اند. از اين ميان دو نمونه را بر مي گزينيم: كوبا برنامه مقابله با سوانح دارد، آن را آزموده است، و تمرين اين برنامه را بهطور مرتب سازماندهي كرده است، يكي از كاركنان را به عنوان مسئول انتخاب كرده است، و ساختمانها، مجموعه ها و وسايل و تجهيزات خود را بيمه كرده است؛ سنگاپور يكي از معدود كشورهايي است كه هر ساله برنامه خود را روزآمد مي كنند. كتابخانه ملي سنگاپور تجهيزات آتش ياب و دزدگير دارد و ساختمانها و وسايل و تجهيزات خود را بيمه مي كند. 2- دلايلي كه براي نداشتن برنامه مقابله با سوانح به آنها اشاره شده است همانگونه كه در بالا اشاره شد متفاوتند، اما بيشتر به فقدان منابع (انساني و مالي) و فقدان الگو مربوط مي شود. 3- بنابر اين بنظر مي رسد لازم است آگاهي نسبت به اهميت آمادگي براي مقابله با سوانح كه بايد بخشي از اولويتها حتي در كتابخانه هايي با بودجه محدود باشد، افزايش يابد. كتابخانه و آرشيو ملي تووالو به عنوان مثال خوبي بر اين مدعا اعلام داشته است كه براي افزايش اين آگاهي تلاش مي كند. 4- “احتمال خطرات اندك” دليلي ديگر بود كه بعضي كتابخانه ها براي نداشتن برنامه مقابله با سوانح ارائه كرده بودند. تفكر به اين واقعيت كه يك كشور هرگز به واقع به دور از خطر نيست، ارزش دارد. بعضي از كشورهايي كه هيچگونه تهديدي را احساس نمي كردند، اعلام كرده اند كه ظرف ده سال گذشته دچار سانحه ( بديهي است غير منتظره ) شده اند. 5- ساير جنبه هاي مخاطره آميز بايد مورد مطالعه قرار گيرند. همبستگي آنها با عمر ساختمان ها و اهميت داشتن بيمه مناسب نبايد دست كم گرفته شود. 6- در ارتباط با برنامه ها، نياز به تهيه يك الگو و رهنمودهاي مربوطه ( يا بازنگري و روز آمد كردن الگو يا رهنمودهاي موجود) مورد تاكيد و اشاره قرار گرفته است. 7- همچنين ارزش دارد نسبت به اين واقعيت كه فقط يك سوم برنامه هاي موجود بخشي از برنامه هاي ملي هستند، عكس العمل نشان دهيم. آيا برنامه هاي مقابله با سوانح بايد در سياست هاي ملي گنجانده شود؟ 8- بر اهميت آزمايش برنامه هاي مقابله با سوانح و روزآمد كردن آنها بايد تاكيد شود. برنامه اي كه حداقل هر ساله مورد تجديد نظر قرار نگيرد بعضي از ارزش هاي خود را از دست ميدهد. 9- تعيين اولويتها نيز يك ضرورت است؛ هنوز هم درصد پاسخ هاي مثبت به سوالات مرتبط نسبتاً پايين است. 10 – به همين ميزان تعداد پاسخ دهندگاني كه اعلام داشته اند از توصيه هاي فناورانه، كه به حال جزء اصلي ديگري از آمادگي براي مقابله با سوانح است، برخوردارند، كم است. پيشنهادات
همكاري بين موسسات بايد تشويق شود، به ويژه ولي نه منحصراً وقتي كه موسسات داراي بودجه محدود مورد نظر هستند. فقط نيمي از پاسخ دهندگان اعلام داشته اند كه با ديگر موسسات همكاري دارند. و بالاخره اينكه كسي نمي تواند بر اين واقعيت به اندازه كافي تاكيد كند كه تعيين يكي از كاركنان به عنوان مسئول در زمان بروز سانحه ضروري است؛ هماهنگي براي يك اقدام موثر اساسي است. راهنماي برنامه حفاظت و نگهداري ايفلا درباره برنامه ريزي براي مقابله با سوانح ؟ 1 با توجه به نتايج اين بررسي و بحث هاي انجام گرفته طي دو سمينار سازماندهي شده به ابتكار “ برنامه حفاظت و نگهداري (PAC) درباره سوانح و بلايا كه اولي در اكتبر 2003 در مكزيكو و دیگری در مه 2004 در ترينيداد و توباگو برگزار گرديد، همچنين با توجه به بحث هاي آرشيویست ها طي دومين كنفرانس بين المللي خود درباره حفاظت از آرشيوها در آب و هواي استوايي كه در نوامبر 2003 در كوراسائو برگزار شد، گردانندگان برنامه حفاظت و نگهداري تصميم گرفته اند در فهرست بلندبالاي آثار منتشره شده درباره برنامه ريزي براي مقابله با سوانح تاثير گذار باشند. برنامه حفاظت و نگهداري ايفلا قصد دارد راهنماي پايه مفصل و دقيق و عملي درباره الگوي ايفلا تحت عنوان “ اصول ايفلا براي مراقبت و استفاده از مواد كتابخانه 1 كه به صورت اولين شماره نشريه حفاظت بين المللي در 1998 منتشر و تقريباً به صورت پر فروش ترين اثر در آمده و به بيش از ده زبان مختلف ترجمه شده است، تهيه كند. اين راهنما به معرفي خطرات مختلفي مي پردازد كه ميراث مكتوب ما را تهدید مي كند و آن چيزهايي كه هنگام تدوين برنامه مقابله با سوانح بايد مورد توجه قرار دهيم. اين راهنما همچنين راه حل هايي را براي تعديل عواقب سوانح ارائه مي كند. اين راهنما با در نظر داشتن كتابداران و آرشيويست ها توسط كميته مشتركي كه با گردهم آمدن همكاراني از شوراي بين المللي آرشيو2 و ايفلا تشكيل خواهد شد تدوین خواهد يافت. جان مك ايلوين 3 رئيس سابق بخش حفاظت و نگهداري ايفلا و تد استيمرز 4 رئيس كميته حفاظت و نگهداري آرشيوها پذيرفته اند كه در اينكار به من كمك كنند. قدم داوطلبان را گرامي مي داريم. انتظار مي رود كه اين راهنما در سال 2006 منتشر شود و در روايتي سه زبانه ( انگليسي – فرانسه – اسپانيايي ) در دسترس خواهد بود. پيوست 1 پرسشنامه ايفلا در مورد آمادگي براي مقابله با سوانح
قبل از 25 مارس پرسشنامه تكميل شده را به آدرس زير عودت دهيد: Marie – Therese Varlamoff IFLA PAC Bibliotheque nationale de France Quai Francois- Mauriac –75013 Paris – الف – موسسه الف –1 نام موسسه الف –2 نام مدير الف 3 آدرس الف 4 تلفن الف 5 پست تصويري الف 6 پست الكترونيك ب – سوانح ب- 1 آيا موسسه شما طي سالهاي گذشته بر اثر سانحه خسارت ديده است؟ ب –2 چه نوع سانحه اي؟ ب – 3 در ده سال گذشته با چند مورد سانحه روبرو بوده ايد؟ ب – 4 آيا موسسه شما در منطقه اي واقع شده كه مورد تهديد بلاياي طبيعي است؟ ب –5 احتمال بروز چه سوانحي بيشتر است؟ ج – ساختمان ها ج – 1 موسسه شما در چه مكاني قرار گرفته است؟ 5 ج- 2 عمر ساختمان اصلي چقدر است؟ ج – 3 آيا با موسسه ديگري در ساختمان شريك هستيد؟ د- برنامه هاي مقابله با سوانح برنامه مقابله با سوانح سند مكتوبي است كه در ارتباط با ايمني و نجات مجموعه ها و ايمني ساختمان هاست معيارهاي مربوط به ايمني عمومي نبايد در اين برنامه گنجانده شود و اين اجباري است. د – 1 آيا برنامه مقابله با سوانح مكتوب داريد؟ د – 2 اگر پاسخ شما منفي است آيا تمايل به نوشتن و اجراي برنامه داريد؟ د- 3 دلايل اصلي نداشتن برنامه مقابله با سوانح كدامند؟ نبود نيروي انساني نبود منابع مالي دلايل ديگر، لطفاً توضيح دهيد: …. د – 4 اگر پاسخ شما مثبت است آيا اين برنامه بخشي از يك برنامه ملي مقابله با سوانح است؟ د – 5 اين برنامه ايمني، كداميك از مورد زير را شامل مي شود؟ د – 6 آيا اولويتهاي نگهداري مجموعه هاي خود را تدوين نموده ايد؟ د – 7 برنامه مقابله با سوانح چه زماني تدوين شده است؟ د – 8 آيا به طور مرتب اين برنامه را روز آمد مي كنيد.؟ د – 9 آيا برنامه مقابله با سوانح با مشورت تيم هاي ايمني دولتي زیر تدوين شده است؟ د – 10 آيا برنامه مقابله با سوانح خود را آزمایش كرده ايد؟ د – 11 آيا برنامه هاي تمريني و عملي براي آموزش كاركنان سازماندهي شده است ؟ د – 12 آيا كاركنان به طور مرتب آموزش مي بينند؟ د – 13 آيا با موسسات فرهنگي مستعد مجاور سازمان خود تماس گرفتهايد تا هنگام بروز سانحه به شما كمك كنند؟ د – 14 آيا با شركت هايي كه مي توانند هنگام بروز سانحه بلافاصله عكس العمل نشان دهند تماس گرفته ايد؟ د – 15 اين شركت ها چه نوع خدماتي مي توانند ارائه كنند ؟ ديگر خدمات: ... د – 16 آيا فهرست كاركناني را كه هنگام اضطرار يا بروز سانحه بايد با ايشان تماس بگيريد، روزآمد كردهايد؟ د – 17 آيا توصيه هاي فناورانه در ارتباط با نجات مواد آسيب ديده تدوين شده است ؟ د – 18 آيا عضوي از كاركنان سازمان مسئول برنامه مقابله با سوانح و اجراي آن است؟ د – 19 نام و پست سازماني اين فرد ( اجباري نيست) : د – 20 آيا جعبه هاي مخصوص مواقع اضطراري كه به سهولت قابل دستيابي باشند، در اختيار داريد؟ د- 21 از چه نوع سيستم اعلام خطري استفاده مي كنيد؟ د – 22 آيا سيستم هاي اعلام خطر به طور مرتب آزمايش مي شوند ؟ د – 23 آيا ساختمان بيمه شده است ؟ د – 24 آيا مجموعه ها بيمه شده اند؟ د- 25 آيا وسايل و تجهيزات بيمه شده اند؟ د – 26 كداميك از معيارهاي پيشگيرانه را مفيدترين و مناسبترين معيار هنگام بروز سانحه مي دانيد؟ هـ – اطلاعات مربوط به فردي كه پرسشنامه را تكميل كرده است هـ –1 نام هـ – 2 شغل هـ – 3 پست الكترونيكی هـ – 4 شماره تلفن 1- IFLA PAC Manual on Disaster Planning 1- IFLA Principles on the care and handling of library material. 4- Ted Steemers
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اخیرا سفری به اصفهان داشتم. در آن جا متاسفانه در یکی از مغازه های صنایع دستی به تابلوهای برخوردم که به عوض نقاشی از صفحات جداشده کتابهای خطی قدیمی استفاده شده بود و نقاش روی این کاغذها مینیاتور کشیده بود. و الحق تابلوهای زیبا و نفیسی بوجود آمده بود، اما به چه قیمت؟؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كتابنامه 1.Anderson, Hazel, John E. McIntyre. Planning manual for disaster control in Scottish Libraries and Record Offices, 2.Buchanan, Sally A.. Disaster planning: preparedness and recovery for libraries and archives; a RAMP study with guidlines, 3. 4. 5.Lenzuni, Anna. "Coping wigth disaster", in Preservation of library materials: conference held at the National Library of 6.Watson, Tom, "Out of the ashes: the LosAngeles Public Library", Wilson Library Bulletin(December 1989):34-38, 41. 7." 8.American Libraries, no.15(April 1984): 201. 9.Library Journal, 110, no.19(1985): 14. 10. Burgess, Dean, "The library has blown up! ",Library Journal”, (October 1989): 59-61. 11.Library Journal, (November 1989): 15; (December 1989): 20. 12.Waters, Peter. "Phased preservation: a philosophical concept and practical approach to preservation", Special Libraries, vol.81, no.1(1998): 35-43. 13.Bohem, Hilde, Disaster prevention and disaster preparedness. 14.Anderson, Hazel, John E. McIntyre. Planning manual for disaster control in Scottish Libraries and Record Offices, Edinburgh: National library of 15.Swartzburg, Susan Garretson. Conservation in the library, 16.Buchanan, Sally A.. Disaster planning: preparedness and recovery for libraries and archives; a RAMP study with guidelines, 17.Morentz, James W. "Computerizing libraries for emergency planning", Special Libraries, vol.78, no.2 (1987): 100-104. 18.Keeping archives, editor Anne Pederson. 19.Darling, Pamela W., Duane E. Webster. Preservation planning program: an assisted self-study manual for libraries, Expanded 1987 edition. 20.Disaster in libraries: prevention and control,editor: Max W. Borchardt. Camberwell, Vic: CAVAL, 1988. 21.RLG preservation manual. 2nd ed. 22.Swartzburg, Susan Garretson. Conservation in the library, 23.Barton, John P., Johanna G. Wellheiser. An ounce of preservation: a handbook on disaster contingency planning for archives, libraries and record centers, 24.Miller, R. Bruce, "Libraries and computers: disaster prevention and recovery", lnformation technology and libraries, vol.7, no.4 (1988): 349-358. 25.Ungarelli, Donald L. "Insurance and prevention: why and how?", Library trends, no. 33(1984): 57-67. 26.Hill, Robert, "Salvage on the move", Library conservation news, no.16 (1987): 3,8. 27.Disaster in libraries: Prevention and control, editor: Max W. Borchardt. Camberwell, Vic.: CAVAL, 1988, P.26. 28. Waters, Peter. Procedures for salvage of water- damaged archival and library materials, 2nd ed. 29.McCleary, John M., Vacuum freeze- drying, a method used to salvage water-damaged archival and library materials: a RAMP study with guidelines. 30.Parker, A.E., "The freeze-drying process: some conclusions", Library conservation news, no. 23 (1989): 4-6. 31.Olson, Nancy B., "Hanging your software up to dry", College and research libraries news, vol.47, no. 10(1986): 634-636. 32."Fumigation", Conservation of library materials: the newsletter of the special interest group of the Australian Library and Information Association, no, 5(1989): 1-4. 33.Fortson-Jones, Judith, Disaster and recovery plan
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روشهاي بازيافت مواد مطلب مهمّي كه بايد در اينجا متذكّر شوم،اشاره به روشهايي است كه براي احياء و بازسازي موادصدمه ديده و مناطق سانحه ديده وجود دارد تا بتوان آنها را دوباره قابل استفاده كرد (روشهايي كه برايخشك كردن كتابهاي مرطوب و منجمد شده قابل استفاده است). چون اينگونه روشها دائما در حالتغيير و پيشرفت است، لذا بايد از روشهاي جاري با حضور در كارگاههاي كارآموزي و با مطالعة متونمربوط به حفاظت و نگهداري، اطلاع حاصل كرد و يا به معلومات قبلي خود افزود. روشهاي خشككردن مواد خشك كردن مواد در معرض هوا، از سادهترين روشها است. هدف از انجام اين كار، در معرض هواقرار دادن سطوح مرطوب اشياء است تا، خشك شوند. كتاب مرطوب را بايد بصورت ايستاده روي ميز قرار داد و صفحات آن را در مقابل هوا باز گذاشت و يالابلاي صفحات آن كاغذ خشك كن قرار داد. اگر چه اين روش مؤثر بوده و نيازمند تجهيزات گرانقيمت ياوسايل ديگر نيست (پنكه و كاغذ خشككن كه لابهلاي صفحات براي جذب رطوبت قرار دادهميشوند، از لوازم ضروري هستند) امّا كاري كسل كننده، وقتگير و شاِ ّ است. خشك كردن به روش انجماد از سال ۱۹۷۲ تا به حال براي خشك كردن مواد كاغذي، به كار رفتهاست و موادي كه رطوبت دارند بايد براي انجماد آماده شوند. كتابهاي مرطوب در كيسههاي پليتن قرارداده ميشوند و در حاليكه عطف آنها رو به پايين قرار دارد، در صندوقهاي پلاستيكي يا جعبههايمقوايي محكم قرار ميگيرند. سپس آنها را در فريزرهايي با دماي انجماد ۲۱ درجه سانتي گراد زير صفر ياپايينتر منجمد ميسازند. هر چه عمل انجماد سريعتر صورت گيرد بهمان اندازه بهتر است زيراكريستالهاي يخ كوچك و ريز خواهند بود. و در نتيجه ضرر كمتري به كتابها يا مواد ديگر خواهندرساند. اين وسايل ميتوانند مدت زمان درازي منجمد بمانند تا موقع مناسب براي خشك كردن آنهافرابرسد. سپس مواد منجمد شده در محيط خلاء قرار داده ميشوند و در اين حالت، خلاء باعث پايينآمدن نقطة جوش آب شده و يخ بدون تبديل شدن به آب، بخار ميشود. سپس بخار آب توليدشده،تخليه ميشود. اين مرحله از فرايند بطئي و كند است و از يك هفتهونيم تا سههفته طول ميكشد.امّا ميتوان اين فرايند را با گرم كردن ديوارهها و قفسههاي اطاقك خلاء تا ۳۷ درجه سانتي گراد سرعتبخشيد (۲۹). پاركر فرايند خشك كردن در انجماد و اثر آن را بر آثار و مواد مختلف شرح داده است.(۳۰) اگر چهخشك كردن به روش انجماد باعث پيدايش لك آب و چروك شدن صفحات ميگردد و جلد بعضي ازكتابها تاب برميدارد ولي نتيجه نهايي، بازگرداندن مواد به كتابخانه و استفادة مجدّد از آنهاست. فرايندانجماد، هاگ كپكها را از بين نميبرد و لذا بايد جلو رشد كپك را گرفت و تجهيزات مورد نيازگران بودهاستفاده از آنها وقتگير است، امّا عموماً مورد استفاده قرار ميگيرند و مؤثر هستند. روش ديگري كه براي خشك كردن وجود دارد استفاده از اجاِق هاي ماكروويو است در اكثر متونمربوط به حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه به آن اشاره شده است امّا بهتر است اين روش تا شناسايياثرات آن بر روي كاغذ، چسب و جلد كتابها مورد استفاده قرار نگيرد. تميز كردن و خشك كردن مواد درهواي خشك روشي است كه براي خشك كردن مواد كتابخانه در مقياس وسيع مورد استفاده قرارميگيرد. در اين صورت تمام محوطه يا ساختمان با پوشاندن اجزاء آنها در ورقههاي پلاستيكيهوابندي ميشود. و هواي خشك با دماي ۲۶ درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي ۱۵% با پمپ واردمحل ميگردد. اين روش در مورد مواد نازك مانند اسناد كاغذي موثر است. امتياز اين روش سرعت عملآن است و ميتواند براي خشك كردن مواد در شرايط مختلف مورد استفاده قرار گيرد. امّا چون ازفنآوري بالا برخوردار است، فقط ميتواند در نقاطي كه منفذها و درزهاي ساختمان كاملاً مسدود شدهباشند مورد استفاده قرار گيرد. قبلاً گفته شد كه مواد غير كاغذي كتابخانه نيازمند روشهاي متفاوتي هستند تا بتوان آنها را دوبارهقابل استفاده كرد. نجات و بازيافت صفحات لرزان كامپيوتر كه آب به آنها صدمهزده نمونهاي از اين مواداست كه در مقالهاي از نانسي اولسون در سال ۱۹۸۶ چنين شرح داده شده است(۳۱). ديسكهايي كهمختصري مرطوب شده بودند با استفاده از سشوار و ايجاد جريان هواي خشك، خشك شدند.ديسكهاي فرورفته در آب از قاب پلاستيكي خود بيرون آورده شده و با دقت خشك شدند، ابتدا آنها رابراي خشك شدن در هواي آزاد آويخته و بعد از خشك شدن در غلاف تازه قرار دادند و از اطلاعات آنهانسخه برداري شد. در نتيجه همة دادهها نجات پيدا كردند. كنترل كپكها اغلب صدماتي كه آب به مواد كتابخانه وارد ميكند به دو صورت اتفاِق ميافتد: يا آب مستقيماًموجب وارد شدن صدمه ميشود يا آبي كه براي خاموش كردن آتش به كار ميرود باعث اين صدماتميشود. آب باعث افزايش رطوبت شده و باعث رشد احتمالي كپك ميشود. روشهاي كنترل كپك،به دلايل فوِق بهتر است بعد از بروز سانحه بكار روند. اين روشها به دو دسته تقسيم ميشوند:روششيميايي و غيرشيميايي. (كنترل رشد كپك به كمك تغيير شرايط محيط زيست قبلاً در بخش پيشينتحت عنوان "عكسالعمل. مرحله سوم" بحث شده و به پايين آوردن مقدار رطوبت اشاره شده است) اگر كپك رشد كرده باشد، ميتوان آن را تميز كرد، امّا رعايت احتياط ضروري است. مواد آلوده بهكپك بايد در محوطهاي به دور از ديگر مواد كتابخانه نظافت شوند، تا كپكها در محوطة كتابخانه پخشنشوند. اين كار ميتواند در خارج از كتابخانه يا در محوطهاي سرپوشيده به كمك بخور دادن انجام گيرد.از جاروبرقي نيز ميتوان استفاده كرد. براي اين كار بايد از ماسك و دستكش استفاده كرد زيرا بعضياشخاص براثر ناراحتيهاي تنفّسي حاصله از كپكها آسيب ميبينند لذا بايد به اين مسئله نيز توجهداشته باشيم. كنترل غيرشيميايي طي فرايند خشك كردن در حال انجماد نيز امكانپذير است. اطاقك خلاء راميتوان با دياكسيدكربن (CO2) پركرد تا اكسيژن لازم براي رشد كپك از بين برود. در روش شيميايي متصّدي حفاظت مواد يا متخصّص داروهاي ضدقارچ بايد هميشه مورد مشورتقرار گيرند. مهمترين داروهاي ضدقارچ در حال حاضر عبارتند از تيمول، اورتوفنيل فنل،اتيلناكسايد امّا هيچكدام از اين مواد شيميايي بيعيب و نقص نيستند. تيمول سمي است و در بعضياز قوانين استفاده از آن منع شده است. ارتوفنيل فنل با اينكه خاصّيت سمي كمتري دارد وليناراحتيهاي جسمي مانند ناراحتي چشم را باعث ميشود.اتيلناكسايد به عنوان مادة سرطانزا شناختهشده است. اين ماده فوِق العاده سمّي بوده و براي انسانها بسيار مضّر است امّا ضدقارچ خوبي است. اينمادة بايد تحت شرايط كنترل شده مورد استفاده قرار گيرد و هر وسيلهاي كه به اين ماده آلوده گردد، بايدقبل از استفاده مجدد در جريان هوا قرار گيرد. تابش اشعة گاما نيز بعضي اوقات براي از بين بردن كپك مورد استفاده قرار ميگيرد. اين روشغيرشيميايي، موثر است، امّا داراي اثراتي مخرّب بر سلولز و پروتئين بوده و در سطحي گسترده مورداستفاده قرار نگرفته است. تحقيق در مورد استفاده از شيوههاي ديگر براي كنترل كپكها انجام گرفتهاست كه از آن جمله ميتوان به روشهايي كه از فشار كم و ازت استفاده ميكنند، اشاره كرد.(۳۲) نتيجه: اگر برنامهريزي براي مبارزه با سوانح مد نظر باشد، در آن صورت قدم اول اين است كه محتوياتبرنامههاي مشابه در ساير كتابخانهها و سازمانهاي مشابه مثل آرشيوها را از نظر بگذرانيم. مركز توجهكتابخانههاي محلّي است و بايد ديد آيا داراي چنين برنامهاي هستند؟ اقداماتي كه قبلاً در محل انجامگرفته از آن لحاظ اهميت دارد كه ميتوان به فهرست منابع، تجهيزات، وسايل و افراد خبره دسترسيپيدا كرد و امكان همكاري را فراهم آورد. در اين مختصر فقط ميتوان مقدمهاي از كليّات سوانح را بيانكرده و به اصول و قوانين اصلي در مورد روشهاي اصلاح و بازيافت اشاره كرد. اين مطلب فقط برايطرح برنامههاي مبارزه با سوانح است و تأكيد آن بر موادي است كه از كاغذ درست شدهاند، اگر چهاغلب مواد كتابخانهها از كاغذ ساخته شدهاند ولي مواد ديگري نيز وجود دارند كه بايد هنگام بروزسانحه به صورتي متفاوت با آنها روبرو شد. با توجه به آنچه گفته شد واضح است كه هر كتابخانهاي بايدبرنامة جديدي براي مقابله با سوانح داشته باشد. اقدامات لازم براي انجام اين مهم عبارتند از: ۱ـ مطالعه وسيع و كامل، ۲ـ يادگيري روشهاي مربوطهو تمرين آنها با حضور در كارگاههاي آموزشي. ۳ـ حصول اطمينان از اينكه كتابخانه در پي تهّيه برنامهمقابله با سوانح است. ۴ـ حصول اطمينان از اينكه كارمندان كتابخانه براي مقابله با سوانح آماده هستند وروشهاي آن را آموختهاند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 10:28 قبل از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||
|
تجهیزات و لوازم مربوط به سوانح
عكسالعمل: مرحله سوّم. مرحلة سوم برنامهريزي براي مقابله با سوانح، برخلاف دو مرحلة قبلي، جنبه عكسالعمل دارد تاپيشگيري اين مرحله مربوط به اقداماتي است كه بايد به هنگام وقوع سانحه انجام گيرد. قدم اول و دوّم عبارت از اعلام خطر و جمعآوري كاركنان است. دستورالعملهاي انجام اين كار بايدقبلاً در محّل آماده باشد. اعلام خطر آتشسوزي و اقدامهاي احتياطي بايد اين اطمينان را بوجود آورد كهخطر براي مردم به حداقل رسيده و اقدامات مربوط به مهار كردن آتش آغاز شده است. ضمن اقدامات مربوط به اعلام خطر و خبر دادن به كاركنان عضو تيم مقابله با سوانح، بايد به رهبراين تيم نيز اطلاع داد تا در مورد جمع شدن تيم تصميمگيري كند. اگر جمع شدن اعضاء تيم ضروريباشد در آن صورت بايد اطمينان حاصل شود كه كارهاي مرحلة دوم اجراء شده است. گام بعدي حصول اطمينان از امنيت منطقه سانحه ديده براي ورود به آن منطقه است. در سوانحبزرگ، بايد امن بودن منطقه سانحه ديده از طرف يك افسر ارشد يا رئيس آتشنشاني اعلام شود، ولي درسوانح كوچكتر اين موضوع ميتواند از طرف رهبر تيم مقابله با سوانح اعلام شود. بايد اطمينان حاصلشود كه منطقه سانحه ديده امن است و اين كار شايد متضمّن بستن شيرهاي اصلي آب و گاز و قطع برِ وباز كردن (يا بستن) پنجرهها و غيره باشد. به محض اينكه منطقه سانحه ديده براي ورود، امن شد، رهبر گروه مقابله با سوانح بايد برآوردهاياوليّه را از خسارات بعمل آورد. هدف از اين سنجش اين است كه ميزان دقيق خسارات وارده تخمين زدهشود و لوازم و تجهيزات مورد نياز مشخص شود. بعد از اين برآوردها مسئول سنجش خسارات ميتواندتعداد كاركنان را محدود كرده و وظايف اوليه را تعيين كند. بايد موقع ورود به محوطه سانحه ديده حتيبعد از اعلام امن بودن منطقه، دقت كافي مبذول داشت زيرا ممكن است روي كف اطاِها آب ريختهباشد و يا بر اثر سرنگون شدن وسايل و قفسهها موانعي بر سر راه ايجاد شده باشد. بعد از ورود به منطقة سانحه ديده و برآورد ميزان و وسعت خسارات ،بايد مواد و اشياء خسارتديده را از محّل خارج كرد. اين كار متضمّن اقدامهاي چندي است. نخست اينكه، بايد مواد صدمه ديده،بستهبندي شود، و به محّل امنتر انتقال يابد.براي بستهبندي از قوطيهاي مقوايي مخصوص آرشيو، ياكارتونهاي شير خشك و نان استفاده ميشود.شرح كوتاهي از مواد بستهبندي شده مانند خلاصه عنوانيا شماره بازيابي لازم است تا محل و جاي آن ماده يا كتاب معلوم شود، و در نتيجه اطلاعات لازم برايارائه به بيمه حاصل گردد و همچنين عكسبرداري از مواد صدمه ديده براي دريافت خسارت از ادارةبيمه لازم است. در صورت امكان محلّي در نزديكي منطقة سانحه ديده جهت بررسي و تعمير موادخسارت ديده فراهم شود تا تعميرات و فعاليتهايي مانند خشك كردن موادي كه كمي خيس شدهاند، درهواي آزاد انجام گيرد. همچنين محلي نيز براي بستهبندي موادي كه احتياج به منجمد شدن دارند، لازم است. انجام اين كارها به آموزشهاي كامل و ترجيحاً تجربه نيازمند است. چگونگي وضع هوا يكي از عواملمهم در تعيين و تصميمگيري دربارة فعاليتهاي مورد نياز است. اگر دماي هوا پايين باشد، در آن صورتوقت بيشتري براي نجات دادن كتابهاي آب افتاده وجود دارد، تا زماني كه هوا گرم است و احتمال رشدكپكها فوِالعاده زياد. گام اول كاهش دادن مقدار رطوبت هواست (مثلاً اگر آتش با استفاده از آبخاموش شده باشد در آن صورت هواي كتابخانه مرطوب خواهد بود) تا از رشد كپكها جلوگيري شود.كارهاي زيادي وجود دارند كه بايد انجام داد، و كارهاي بسياري كه نبايد انجام داد و البته بايد به آنهاتوجه داشت و انتخاب بهترين روشها و پيروي از آنها اهميت زيادي دارد. سرعت در برآورد خساراتوارده به مواد و تجهيزات موجود در كتابخانه ضرورت كامل دارد، امّا بعضي اوقات اشتباه در موردبعضي از مواد ميتواند آنها را غير قابل استفاده كند. بعنوان مثال: قفسهها را بايد هميشه از رديف بالاخالي كنيم تا احتمال افتادن و واژگون شدن آنها را به حداقّل برسانيم. وسايل و كتابهاي كثيف را نبايد بادستمال يا با برس تميز كرد، چون اين عمل باعث ميشود كثافات هر چه بيشتر به كتاب بچسبد، بلكهبايد كثافات را به نرمي با آب تميز از روي صفحات پاك كرد. كتابهاي مرطوب را نبايد بست. مواد غيركاغذي را نميتوان مانند مواد كاغذي جابجا كرد و اين موارد بايد هميشه مد نظر باشند. اينگونة اقدامات وديگر فعاليتّها بايد به اعضاء تيم مقابله با سوانح آموزش داده شود. كتاب مهمّي در اين زمينه به قلم پيترواترز باعنوان "روشهاي باز يافت مواد كتابخانهاي كه بر اثر آب صدمه ديدهاند " به رشته تحرير درآمده است(۲۸). بازيافت: مرحلهنهائي مرحلة نهائي عبارت است از انجام اقداماتي كه منطقة سانحه ديده و مواد خسارت ديده را به شرايطثابت و قابل استفاده بازگرداند. در اينجا فرض بر اين است كه، مواد خسارت ديده از منطقه سانحه ديدهخارج شده و با مرمت آنها در منطقهاي نزديك به محّل سانحه، خطرهاي آتي مرتفع شده است (مثلاًكتابهاي مرطوب در معرض هوا خشك شدهاند). در اين مرحله وقت زيادي براي برنامهريزيهاي دقيق وجود دارد، زيرا عواملي كه مواد كتابخانه راتهديد ميكردند، از ميان رفتهاند و آنچه اكنون مورد نياز است تصميمگيري در مورد چگونگي قراردادنمواد در كتابخانه و استفاده مجدد از آنها است و اينكه بهترين روش براي اين كار كدام است. بهتر است باافراد صاحب نظر مشورت و برآوردي از روشهاي حفاظتي و تخمين هزينة اقدامات به عمل آيد. توجهكنيد كه روش ارزانتر در مورد بعضي از مواد، دور انداختن آنها و خريد مجدد آنهاست و اين در صورتيممكن است كه آن نوع ماده هنوز در بازار موجود باشد. در اين مرحله است كه ارزش ضبط و ياد داشتبرداري از مواد كتابخانهاي موقع انتقال از منطقه سانحه ديده و فرستادن آن مواد به مقصدهاي مختلف،كاملاً بايد تشخيص داده شود زيرا ياد داشت برداري از اين مواد به ما اين امكان را ميدهد كه آسانتر وراحتتر تصميم را بگيريم چه مواد يا كتابهايي نبايد منجمد شوند، بايد از مجموعه حذف شوند،جايگزين شوند، يا دوباره صحافي گردند. با شركتهاي بيمه نيز بايد تماس گرفت. در سانحهاي كه شمارزيادي از مواد كتابخانه صدمه ديدهاند،اجراي يك برنامة چند مرحلهاي لازم است تا بتوان از عهدةكميّت و هزينه مواد صدمه ديده برآمد و آنها را دوباره به شرايط قابل استفاده بازگرداند. خود منطقه سانحه ديده نيز احتياج به توجه و دقت دارد تا مجدداً به صورت قابل استفاده در آيد.براي اين كار لازم است اقداماتي مانند تميز كردن مواد و تجهيزات، خشك كردن كفپوشها و كفاطاِها، انجام گيرد. همچنين ضرورت دارد مقدار رطوبت هوا پايين آورده شود.از جمله روشهاي مؤثردر اين زمينه، استفاده از مواد و تجهيزات پايين آورندة رطوبت و بادبزنهايي است كه هوا را به جريان درميآورند. تهويه خوب نيز اهميّت دارد. براي جلوگيري از رشد كپكها لازم است كه سقفها، ديوارها وكف اطاِها شسته شده و به قفسهها داروهاي ضد قارچ پاشيده شود و مسئولين حفاظت و نگهداريمواد بهترين روش را ارائه دهند. دما و رطوبت نسبي بايد بطور مرتب بررسي شود تا از ثبات آنها اطمينان حاصل گردد و فقط در اينصورت است كه ميتوان مواد كتابخانه را به محل قبلي خود باز گرداند. به حالت اول بازگرداندن محّل سانحه و بازگرداندن مواد به جاي خود شايد مستلزم وقت زيادي برايبرآورد و سنجش مسأله باشد. مثلاً: جاي قفسهها را طوري بايد تغيير داد كه ديگر در زير لولههاي آبقرار نگيرند، پائينترين رديف قفسه را ميتوان در سطحي بالاتر از كف اطاِ قرارداد و محافظهايي بالايقفسهها نصب كرد. در مورد خود مواد، ميتوان جايگاههاي خاص را ارزيابي كرد: آيا جعبهها باعثحفاظت ميشوند، آيا جزوه دانهاي سر باز بايد با قوطيهاي سربسته تعويض گردند تا بتوان از خساراتآبي كه ممكن است از بالا بچكد، جلوگيري كرد. مرحلة آخر در فرايند بازيافت عبارتست از: سنجش و بررسي فعاليتهايي كه به منظور برطرف كردننقاط ضعف برنامه مقابله با سانحة، انجام ميگيرد. همة كاركناني كه در ارتباط با سانحه هستند، بايد دربررسي و پژوهشها شركت داشته و نظريات آنها به دقت مورد توجه قرار گيرد و چنانچه مناسبتشخيص داده شوند، در برنامة مقابله با سوانح گنجانده شوند. روشهاي بازيافت مواد مطلب مهمّي كه بايد در اينجا متذكّر شوم،اشاره به روشهايي است كه براي احياء و بازسازي موادصدمه ديده و مناطق سانحه ديده وجود دارد تا بتوان آنها را دوباره قابل استفاده كرد (روشهايي كه برايخشك كردن كتابهاي مرطوب و منجمد شده قابل استفاده است). چون اينگونه روشها دائما در حالتغيير و پيشرفت است، لذا بايد از روشهاي جاري با حضور در كارگاههاي كارآموزي و با مطالعة متونمربوط به حفاظت و نگهداري، اطلاع حاصل كرد و يا به معلومات قبلي خود افزود. روشهاي خشككردن مواد خشك كردن مواد در معرض هوا، از سادهترين روشها است. هدف از انجام اين كار، در معرض هواقرار دادن سطوح مرطوب اشياء است تا، خشك شوند. كتاب مرطوب را بايد بصورت ايستاده روي ميز قرار داد و صفحات آن را در مقابل هوا باز گذاشت و يالابلاي صفحات آن كاغذ خشك كن قرار داد. اگر چه اين روش مؤثر بوده و نيازمند تجهيزات گرانقيمت ياوسايل ديگر نيست (پنكه و كاغذ خشككن كه لابهلاي صفحات براي جذب رطوبت قرار دادهميشوند، از لوازم ضروري هستند) امّا كاري كسل كننده، وقتگير و شاِ ّ است. خشك كردن به روش انجماد از سال ۱۹۷۲ تا به حال براي خشك كردن مواد كاغذي، به كار رفتهاست و موادي كه رطوبت دارند بايد براي انجماد آماده شوند. كتابهاي مرطوب در كيسههاي پليتن قرارداده ميشوند و در حاليكه عطف آنها رو به پايين قرار دارد، در صندوقهاي پلاستيكي يا جعبههايمقوايي محكم قرار ميگيرند. سپس آنها را در فريزرهايي با دماي انجماد ۲۱ درجه سانتي گراد زير صفر ياپايينتر منجمد ميسازند. هر چه عمل انجماد سريعتر صورت گيرد بهمان اندازه بهتر است زيراكريستالهاي يخ كوچك و ريز خواهند بود. و در نتيجه ضرر كمتري به كتابها يا مواد ديگر خواهندرساند. اين وسايل ميتوانند مدت زمان درازي منجمد بمانند تا موقع مناسب براي خشك كردن آنهافرابرسد. سپس مواد منجمد شده در محيط خلاء قرار داده ميشوند و در اين حالت، خلاء باعث پايينآمدن نقطة جوش آب شده و يخ بدون تبديل شدن به آب، بخار ميشود. سپس بخار آب توليدشده،تخليه ميشود. اين مرحله از فرايند بطئي و كند است و از يك هفتهونيم تا سههفته طول ميكشد.امّا ميتوان اين فرايند را با گرم كردن ديوارهها و قفسههاي اطاقك خلاء تا ۳۷ درجه سانتي گراد سرعتبخشيد (۲۹). پاركر فرايند خشك كردن در انجماد و اثر آن را بر آثار و مواد مختلف شرح داده است.(۳۰) اگر چهخشك كردن به روش انجماد باعث پيدايش لك آب و چروك شدن صفحات ميگردد و جلد بعضي ازكتابها تاب برميدارد ولي نتيجه نهايي، بازگرداندن مواد به كتابخانه و استفادة مجدّد از آنهاست. فرايندانجماد، هاگ كپكها را از بين نميبرد و لذا بايد جلو رشد كپك را گرفت و تجهيزات مورد نيازگران بودهاستفاده از آنها وقتگير است، امّا عموماً مورد استفاده قرار ميگيرند و مؤثر هستند. روش ديگري كه براي خشك كردن وجود دارد استفاده از اجاِهاي ماكروويو است در اكثر متونمربوط به حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه به آن اشاره شده است امّا بهتر است اين روش تا شناسايياثرات آن بر روي كاغذ، چسب و جلد كتابها مورد استفاده قرار نگيرد. تميز كردن و خشك كردن مواد درهواي خشك روشي است كه براي خشك كردن مواد كتابخانه در مقياس وسيع مورد استفاده قرارميگيرد. در اين صورت تمام محوطه يا ساختمان با پوشاندن اجزاء آنها در ورقههاي پلاستيكيهوابندي ميشود. و هواي خشك با دماي ۲۶ درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي ۱۵% با پمپ واردمحل ميگردد. اين روش در مورد مواد نازك مانند اسناد كاغذي موثر است. امتياز اين روش سرعت عملآن است و ميتواند براي خشك كردن مواد در شرايط مختلف مورد استفاده قرار گيرد. امّا چون ازفنآوري بالا برخوردار است، فقط ميتواند در نقاطي كه منفذها و درزهاي ساختمان كاملاً مسدود شدهباشند مورد استفاده قرار گيرد. قبلاً گفته شد كه مواد غير كاغذي كتابخانه نيازمند روشهاي متفاوتي هستند تا بتوان آنها را دوبارهقابل استفاده كرد. نجات و بازيافت صفحات لرزان كامپيوتر كه آب به آنها صدمهزده نمونهاي از اين مواداست كه در مقالهاي از نانسي اولسون در سال ۱۹۸۶ چنين شرح داده شده است(۳۱). ديسكهايي كهمختصري مرطوب شده بودند با استفاده از سشوار و ايجاد جريان هواي خشك، خشك شدند.ديسكهاي فرورفته در آب از قاب پلاستيكي خود بيرون آورده شده و با دقت خشك شدند، ابتدا آنها رابراي خشك شدن در هواي آزاد آويخته و بعد از خشك شدن در غلاف تازه قرار دادند و از اطلاعات آنهانسخه برداري شد. در نتيجه همة دادهها نجات پيدا كردند. ادامه دارد...
+
نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط دکتر مهرداد نیکنام
|
|
||||||||||||
|
||||||||||||